درباره ما
یک هدف استراتژیک برای انجمن جامعهشناسی: تقویت فعالیتهای استانی و تمرکززدایی
ناصر فکوهی*
انجمن جامعه شناسی ایران بزرگترین نهاد مدنی علوم اجتماعی در کشور است که امروز پس از چند دهه تلاش و فعالیت، توانسته حاصل کار خود را به صورت گسترهی بزرگی از برنامههای علمی را در چارچوب گروههای علمی- تخصصی خود و با قدم گذاشتن عملی در راه کاربردی کردن علوم اجتماعی در کشور و به نمایش گذاشتن توانمندیهای علوم اجتماعی در گرهگشایی از مسائل جدیای که ایران در حال حاضر با آن روبرو است، نشان دهد. برگزاری دهها همایش تخصصی در زمینههایی بسیار متفاوت و حتی در عرصههای فنآورانه که تا کمتر از یک دههی پیش، تقریبا هیچکس از حضور و تاثیر گذار بودن تفکر اجتماعی در آنها دفاع نمیکرد و این حضور را جدی نمیگرفت و درگیر شدن انجمن در مباحث و تبادلاتی سازنده با اغلب دستگاههای اجرایی کشور، گواهی بر این مدعاست.
این درحالی است که امروز انجمن از لحاظ استراتژیک موقعیتی جدید را تجربه میکند که به گمان ما، سه هدف اساسی باید در آن دنبال شود: نخست حرکتی هر چه قدرتمندتر و نشان دادن صداقتی هر چه بیشتر برای گردآوردن تمام علوم اجتماعی در یک نهاد مدنی و تاکید بر این نکتهی بدیهی در تاریخ این علوم که مرزبندیهایی که امروز متاسفانه در سطح دانشگاهها و حتی در سطح نهادهای علمی- مدنی شاهد آنها هستیم، مرزبندیهایی تصنعی هستند: امر اجتماعی امری تام و کلگراست که نیاز به دیدگاهی وسیع و جمع شدن تمام ظرفیتها دارد، آن هم زمانی که با جامعهای به پیچیدگی و با مشکلات کشور ما و در عین حال، با جامعهای با پتانسیلهای بالا نظیر ایران روبرو هستیم. دومین هدف استراتژیک، حرکت به سوی ایجاد ارتباط و همگامی و همراهی با نهادهای بینالمللی علمی است که تنها راه حضور هر چه پررنگتر جامعه شناسی و سایر علوم اجتماعی ایران در عرصههای جهانی است. این خواست که بارها و بارها از سوی مقامات رسمی کشور مطرح شده و در مشروعیت آن جای هیچ شکی نیست، بدون تردید قابل دستیابی است اما راه آن دقیقا از تقویت روابط بینالمللی در تمام سطوح علمی میگذرد. این روابط علمی که امروز در رشتههای علوم طبیعی و حتی برخی رشتههای دیگر نظیر تاریخ و باستانشناسی به عمل در آمده، هنوز در عرصهی علوم اجتماعی به واقعیت بدل نشده است. و سرانجام سومین و شاید مهمترین هدف استراتژیکی که انجمن جامعه شناسی میتواند و باید در سالهای آینده دنبال کند، تقویت حضور خود در استانهای کشور و تمرکززدایی از فعالیتها در تهران است. نباید فراموش کرد که یکی از مهمترین مولفههای توسعهیافتگی در جهان امروز که کشور ما نیز در بسیاری از عرصهها برخلاف سایر کشورهای جهان سوم در آن با موفقیتی نسبی روبرو بوده است، تمرکززدایی و پراکنش منطقی و توزیع عادلانهی فعالیتها و امکانات در سطح کل کشور و پرهیز از تراکمهای بیش از اندازهی امکانات و امتیازات در یک کلانشهر است. ما امروز خوشبختانه در کشوری زندگی میکنیم که دارای چندین کلانشهر است و بسیاری از امکانات در آن از تمرکز صرف در مرکز سیاسیاش خارج شدهاند اما موقعیت کنونی، بدون شک با موقعیت مطلوب فاصلهی زیادی دارد. حال چنانچه بحث خود را به عرصهی علوم اجتماعی بکشانیم، بیشک فاصلهی ما با وضعیت مطلوب باز هم بیشتر و به جرات میتوان گفت بسیار دورتر از حداقلهایی است که میتوان با برنامهریزی مناسب در میان مدت به آن دست یافت.
فعال شدن واحدهای استانی انجمن که خواستهای مشروع، چه از جانب خود این واحدها و چه از جانب هیات مدیرهی انجمن و وزارت علوم است، باید هر چه بیشتر وارد مرحلهای عملی شود. این استراتژی میتواند از طریق تعیین حداقلهایی از فعالیت برای هر واحد و برگزاری هرچه بیشتر بخشی از فعالیتهای مرکزی در سطح استانها به تحقق درآید. امروز هزاران دانشجو و پژوهشگر در تمام رشتههای علوم اجتماعی در سراسر ایران مشغول به تحصیل، تدریس و تحقیق علمی هستند اما تصویری که از فعالیتهای واحدهای استانی وجود دارد، کمتر با این موقیعت انطباق دارد. از اینرو فعالتر شدن و برجسته شدن نقش و اهمیت این وا حدها باید به عنوان یک هدف استراتژیک اساسی برای انجمن مطرح باشد. خوشبختانه تمام واحدهای انجمن جامعه شناسی با این دیدگاه هماهنگی دارند و خود نسبت به پتانسیلهای بالایی که در سطح استانهای کشور وجود دارد، واقفند. بنابراین چشماندازی که پیش روی انجمن قرار دارد، آن است که بتواند این ارادههای یکسان و همسو را با یکدیگر هماهنگ کرده و این پتانسیلها را به فعل درآورد. آرزوی ما آن است که در دورهی جدید فعالیتهای انجمن بتوانیم گامهایی مثبت در این زمینه برداریم و در این راه امیدواریم و اطمینان داریم که واحدهای استانی میتوانند سطح علمی و تواناییهای عملی خود را به خوبی با عملی کردن آنها در قالبهای علمی به واقعیت بدل نمایند.
* عضو هیات مدیره و مسوول هماهنگی دفاتر استانی انجمن جامعهشناسی ایران