انجمن جامعه‌شناسی ایران

نامه انجمن جامعه شناسی شماره 4

name.jpg

برخی عوامل فرهنگی ـ اجتماعی مؤثر بر مشارکت محدود زنان
شیرین احمدنیا-عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی

از لوازم توسعه، بهره‏گیری از نیروی کار و مشارکت هر دو گروه زنان و مردان جامعه است. با این حال در کشور ایران که چندی است در مسیر شهرنشینی و صنعتی شدن قرار گرفته است، بنا بر آمارهای رسمی فعالیت اقتصادی زنان کشور، میزان مشارکت زنان به عنوان یکی از شاخص‏های توسعه یافتگی در سطح پایینی قرار دارد.
در ادبیات نظری جامعه‏شناختی اشتغال زنان از دیدگاه مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است. نقش شغلی زنان به عنوان نقشی جدید در مقایسه با نقش‏های سنتی همسری و مادری زنان مطرح و برای آن پیامدهای مثبت یا منفی برشمرده می‏شود. عوامل متعددی می‏توانند بر احراز نقش شغلی زنان یا عدم آن و ادامه یا ترک آن مؤثر واقع شوند. در این مقاله با تکیه بر ادبیات نظری و یافته‏های تحقیقات تجربی، برخی از این عوامل مورد تأکید قرار می‏گیرند که عبارت‏اند از: اولویت دادن به نقش‏های سنتی در مقابل نقش جدید شغلی زنان در جامعه و فرهنگ ایرانی و به ویژه اهمیت آن در دیدگاه زنان؛ وجود نگرش منفی مردان نسبت به نقش شغلی زنان و تأثیر عمدة ممانعت‏های برخی از مردان از شروع به کار، یا ادامة اشتغال همسرانشان؛ شرایط نابرابر شغلی و درآمدی زنان و مردان در بازار کار؛ ابراز ناخرسندی شوهران نسبت به کار کردن زنان شاغل؛ احساس تعارض نقش در مورد مادران شاغل که در نتیجة شرایط اجتماعی فرهنگی مذکور پدید آمده و بعضاً منجر به مشکلات سلامت روانی و جسمانی برای زنان شاغل می‏گردد.
در خاتمه برخی پیامدهای مثبت ایفای نقش شغلی زنان در سطح فردی و اجتماعی و نیز ضرورت فراهم آوردن شرایط مساعد جهت گسترش و رفع موانع آن مورد تأکید قرار گرفته است.


شکاف بین نسلی در ایران
تقی آزادارمکی-عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

یکی از عمده‏ترین مؤلفه‏های اثرگذار در تحولات اجتماعی و فرهنگی دوران معاصر وجود ”شکاف نسلی“ است. پدیده‏ای که خود در جریان تغییرات و دگرگونی‏های اجتماعی شکل گرفته است.
با وجود اینکه در ادبیات اجتماعی سیاسی، جامعه ایران را جامعه‏ای بیشتر سنتی تعریف می‏کنند، جامعه‏ای است که در جریان نوسازی قرار دارد. زیرا تلاش عمدة فکری و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در گذر از مرحلة سنتی به مدرن است. در این فرآیند، اولین اتفاق در حوزة جمعیتی افتاده و جمعیت اصلی جامعه، جمعیت جوان است. این جمعیت که در مقاله به عنوان «نسل» در نظر گرفته شده در کنار میانسالان و پیران طیفی از رابطة تعاملی تا تزاحمی دارند. این نسل‏ها، بیشتر در حوزة خانواده، با وجود پیوستگی تفاوت‏هایی نیز دارند.
مقالة حاضر تلاش دارد تا به آزمون پیش فرض فوق بپردازد و با طرح پرسش‏های زیر کم و کیف تعاملی و تزاحمی بودن این رابطه را نشان دهد.
1. سه نسل مؤلفه‏های اصلی سازنده جامعه هستند یا خیر؟
2. رابطه بین نسل‏ها تزاحمی یا توافقی است؟
3. کدام نسل بر جامعه مسلط و الگو دهنده است؟
آمارها براساس تحقق تجربی که در سطح شهر تهران انجام گرفته، به دست آمده است. این تحقیق با حجم نمونة 383 نفر با شیوة مصاحبة حضوری صورت گرفته و اطلاعات پس از گردآوری در پرسشنامه تجزیه و تحلیل شده‏اند.
کرتزل (1993، 199-125) مفاهیم و تعابیر مطرح شده در حوزة جامعه‏شناسی نسلی را به چهار مقوله تقسیم‏بندی کرده است:
1. نسل به معنای اصل و اساس نسب خویشاوند
2. نسل به معنای افراد هم دوره
3. نسل به معنی مرحله زندگی
4- نسل ماننده دورة تاریخی
انسان‏شناسان اجتماعی در تعریف نسل از نسب خویشاوندی یاد می‏کنند و جمعیت‏شناسان بیشتر هم دوره‏ای را مد نظر دارند. مقایسه با این دو مفهوم مرحلة زندگی و دورة تاریخی مورد نظر جامعه‏شناسان قرار گرفته است.
مفهوم «شکاف » در جامعه‏شناسی به آن دسته از تمایزات و تفاوت‏های پایداری اشاره دارد که در جریان تقابل‏های سیاسی اجتماعی بروز می‏کنند: اصلی‏ترین صورت آن: شکاف زندگی مدرن و سنتی است که در مقالة حاضر در قالب شکاف نسل جوان (نیروی اجتماعی مدرن) با نسل گذشته (نیروی اجتماعی دنیای سنتی) تعبیر شده است.
شکاف نسلی به معنی وجود تفاوت‏های دانشی، گرایشی، و رفتاری مابین دو نسل (از قبیل والدین و فرزندان) با وجود پیوستگی‏های کلان متأثر از ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و تاریخی است. فرزندان در مقایسه با والدین با وجود اینکه در یک فضای فرهنگی زندگی می‏کنند، اطلاعات، گرایش‏ها و رفتارهای متفاوت دارند.
شکاف نسلی هنگامی محقق می‏شود که واحدهای نسلی شکل بگیرد. کارل مانهایم نیروی جدیدی را که دارای موقعیت‏های جدیدی و تجربیات متفاوت باشد زمینه‏ساز شکل‏گیری واحدهای نسلی می‏داند. به نظر می‏آید تفاوت در موقعیت‏ها (دانش، گرایش و رفتار) معطوف به دو گروه سنی (جوان و پیر) منجر به شکاف نسلی می‏شود.
شکاف نسلی با کشمکش نسلی تفاوت دارد، زیرا در مورد شکاف نسلی، واحدهای نسلی به رغم تجربیات متفاوت، در کلیت فرهنگی اجتماعی به تعامل می‏پردازند. در صورتی که کشمکش نسلی به موقعیتی اطلاق می‏شود که بین دو موقعیت متفاوت نسلی، به جای تعامل، تعارض بروز می‏کند (آزادارمکی، 1380).


خشونت خانوادگی ـ خشونت اجتماعی
شهلا اعزازی-عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی

خشونت خانوادگی پدیده‏ای است که در سال‏های اخیر بررسی‏های متعددی در مورد آن انجام گرفته است. مجموعه‏ای از بررسی‏ها، نمایشگر این امر هستند که در ایجاد این پدیده، عوامل فردی یا مشکلات خاص ناشی از شرایط اجتماعی و خانوادگی نقش چندان مؤثری ندارند و بیش از آن که عوامل فردی بر ایجاد رفتار خشن تأثیر داشته باشند، ساختار اجتماعی در ظهور خشونت مؤثر است. خشونت خانوادگی در رابطه‏ای مشخص با ساختار جامعه قرار دارد. در صورت وجود خشونت‏های ساختاری در سازمان‏ها و نهادهای اجتماعی، امکان ظهور خشونت خانوادگی تشدید می‏شود و در عین حال وجود خشونت خانوادگی باعث تقویت هنجارهای اجتماعی خشونت می‏گردد. این مقاله که به استناد یک بررسی کیفی در مورد خشونت خانوادگی در ایران تنظیم شده به آن دسته از ویژگی‏های اجتماعی که خشونت خانوادگی را تشدید می‏کنند اشاره دارد ساختار اجتماعی به نوعی شکل گرفته که در آن خشونت به صورت آشکار و به عنوان پدیده‏ای طبیعی اعمال می‏شود و از زنان خواسته می‏شود که این وضعیت را تحمل کنند. تحمل این شرایط زندگی باعث می‏شود فرزندانی روانة جامعه شوند که در تضادهای اجتماعی و خانوادگی راه حلی به جز استفاده از خشونت نمی‏شناسند و با رفتار خود هنجارهای اجتماعی خشونت را تقویت می‏کنند.


مسایل اجتماعی متأثر از تعارض ارزش‏ها در دوران گذار
علی‏محمد حاضری-عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس

دوران گذار از جامعة سنتی به مدرن از جهات گوناگون مورد توجه جامعه‏شناسان و صاحبنظران علوم اجتماعی بوده است و بسیاری از نظریه‏پردازان. به نوعی مبنای نظری اجتماعی خود را به شرایط اجتماعی ویژه دوران گذار ارتباط داده‏اند. ما بدون آن که بخواهیم به جزئیات این مباحث وارد شویم از منظری خاص به آن توجه خواهیم کرد.
جامعة فعلی ایران از نظر نظام ارزش‏های فرهنگی در سه حوزه با تحولات و چالش‏های اساسی مواجه شده است که عبارت‏اند از مسایل مربوط به گذر از سنت به مدرن، وقوع انقلاب اسلامی و تحول موضع دین و روحانیت از موضع غیرحکومتی به حضور در متن حاکمیت و قدرت سیاسی، حضور و وقوع همزمان آثار تحولات در این سه عرصه، مسایل دوران گذار در جامعه ایران را با عمق و پیچیدگی‏های بیشتری مواجه کرده است.
در این مقاله کوشیده‏ایم با عنایت به این شرایط، به عنوان نمونه، یکی از عرصه‏های حیات اجتماعی را مورد توجه قرار دهیم و با ارائة مصادیق و موارد معینی از تعارضاتی که کنشگران به ویژه در حیطة ایفای نقش‏های خانوادگی با آن مواجه هستند، ریشة پاره‏ای مسایل اجتماعی را که گاهی می‏تواند به ناهنجاری‏ها و انحرافات اجتماعی نیز منجر شود شناسایی کنیم. ریشه‏یابی این موارد می‏تواند نشان دهد که ساز و کارهای هنجاری منبعث از نظام ارزش‏های سنتی، هرچند در شرایط گذشتة جامعة ما می‏توانست به نحو مناسبی پاسخگوی نیازها و راهنمای ایفاگران نقش‏ها باشد، هم اینک با چه دشواری‏هایی مواجه است و اگر نتوانیم نظام هنجارها را متناسب با نیازها و ضرورت‏های جدید، اصلاح و بهینه‏سازی نماییم، به بیان مرتن، کنشگران را به یکی از دو نوع کنش مبتنی بر «ابداع خودسرانه» یا «مناسک‏گرایی ناکارکردی» سوق خواهیم داد که در هر حال به انسجام اجتماعی آسیب خواهد رساند.


مسألة بحران هویت جوانان
داریوش حیدری بیگوند-استادیار دانشگاه فردوسی مشهد

دوران جوانی به معنای عام مرحلة گذار از کودکی به میانسالی است و به دورة نوجوانی و جوانی به معنای خاص تقسیم می‏شود. روان‏شناسان مکتب انسان‏گرا (یا مکتب سیر زندگی) این مرحله از زندگی را مرحلة گسترش خلاق، می‏نامند که ”وظیفه تکوینی“اصلی آن (به مفهومی که هویگهورست تعریف می‏کند)جستجوی هویت مستقل و استقلال‏یابی است. دوران جوانی به معنای عام را به تعبیری می‏توان دورانی دانست که با شروع بلوغ جسمانی آغاز می‏شود و معمولاً با تثبیت پایگاه اجتماعی فرد در خانوادة تولید مثل و شغل اصلی خاتمه می‏یابد. به تعبیر دیگر دوران جوانی دوران انتقال فرد از خانوادة منشاء (یا جهت‏یابی) به خانوادة تولید مثل است.
دورانی که بدین صورت تعریف می‏شود از نظر تداوم زمانی دورانی متغیر است و به ویژه در جوامع صنعتی و نیمه صنعتی معاصر، هم به سبب جلو افتادن تحولات بلوغ و هم به سبب بالا رفتن سن متوسط استقلال شغلی ازدواج (که از جمله ناشی از بالا رفتن هنجار متوسط آموزش است) از هر دو طرف طولانی شده است و بدین سبب از جوانی طولانی شده صحبت می‏شود.
هویت به مفهومی که در اینجا به کار می‏رود عبارت از تعریفی است که شخص از خود وجود می‏کند و به کمک آن به سئوال‏هایی از قبیل ”چیستم“؟ و ”چه می‏خواهم“؟ پاسخ می‏دهد و از طریق آن به ابعاد شخصیت خود یکپارچگی و انسجام نسبی می‏بخشد و در زمان و مکان و جامعه و از نظر روانی و رفتاری، موضع‏یابی و جهت‏یابی می‏کند. بنابراین هویت بدین مفهوم پدیده‏ای چند لایه است و از ”تصویر خود“ به معنای اخص فراتر می‏رود و موضع‏یابی و جهت‏یابی بیوگرافیک و حتی تاریخی را نیز در برمی‏گیرد. هویت دارای عوامل و مراحل چند لایه و پویای فطری و اکتسابی و عوامل تحقق بخش است.
بحران به مفهومی که در اینجا به کار می‏رود عبارت از وضعیتی نسبتاً پرتنش و متزلزل است که معمولاً معطوف به نوعی نقطة عطف و دگرگونی می‏باشد و بحران هویت تزلزل در هویت به مفهوم تعریف شده در فوق است. در دوران جوانی طولانی شده عصر حاضر پایگاه اجتماعی فرد مبهم و وضعیت او از نظر زیستی، روانی و اجتماعی کم و بیش بالقوه بحران‏زا و پر تلاطم است در جوامع در حال حاضر توسعه که آنها را جوامع در حال گذار نیز می‏نامند عوامل بحران‏زای دیگری نیز بر دوران گذار جوانی طولانی شده تأثیر می‏گذارند که در این مقاله یا سخنرانی سعی می‏شود در حد امکان به طور سیستماتیک و پیوسته به آنها پرداخته شود.


بررسی ماهیت، ابعاد و چگونگی شکل‏گیری مسئلة جوانان
افسانه کمالی-عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا

جمعیت کشور ایران در آستانة انقلاب اسلامی حدود 33 میلیون نفر و در سال 1375 حدود 60 میلیون نفر بوده است. به این ترتیب در فاصلة حدود 20 سال، تقریباً 27 میلیون نفر بر جمعیت ایران افزوده شده است. این افزایش بی‏نظیر در تاریخ جمعیتی ایران که حاصل بالا رفتن میزان رشد جمعیت در سال‏های پس از انقلاب اسلامی است، در تمامی گروه‏های سنتی جمعیت کشور تأثیر یکسانی نداشته است. به طوری که به رغم کاهش میزان رشد سالانه در سال‏های اخیر، همچنان شاهد رشد بالای جمعیت در گروه‏های سنی پایین هستیم. حاصل این تغییرات سریع، جوان شدن ساخت جمعیتی کشور است که هرچند به ظاهر پدیدة شناخته شده و آشنایی به نظر می‏رسد، ولی هنوز ابعاد مختلف آن به درستی شناسایی نشده است. مطابق اطلاعات حاصل از سرشماری‏های عمومی کشور، تعداد جوانان از حدود 000/300/6 نفر در آستانة انقلاب به 000/400/9 نفر در سال 65 و به حدود 000/350/12 نفر در سال 1375 بالغ گردیده است. همچنین، در حالی که میزان رشد جمعیت کل کشور به 9/1% در سال 1375 کاهش یافته، میزان رشد جمعیت جوان در حدود 8/2% بوده است. متفاوت بودن میزان رشد جمعیت در گروه‏های سنی جوان سبب شده است که اهمیت نسبی این گروه نیز از 96/18% در آستانة انقلاب به 54/20% در سال 1375 ارتقاء یابد. جدای از مسایلی نظیر کار و اشتغال، ازدواج، تحصیلات و ... برای جوانان که با افزایش تعداد و اهمیت نسبی آنان در ساختار سنی جمعیت، اهمیت و شدت بیشتری یافته‏اند و دغدغه‏هایی اجرایی در سطوح کلان و خرد کشور پدید آورده‏اند، تردیدهای دیگر و مباحث جدیدتری در باب هویت، ارزش‏ها و آرمان‏های آنان در سطوح مختلف مطرح شده است. در این گفتارها، مسایل و نیازهای جوانان به طور حاشیه‏ای و آرمان‏ها و وجهه نظرها و فاصلة ارزشی آنان در مقایسه با نسل قبل، که انقلاب را به پیروزی رساندند و افسانه‏های حماسه و ایثار را در جنگ خلق نمودند، به طوری محوری مورد بحث قرار می‏گیرد.


طرحی از مسایل اجتماعی با تأکید بر مسئلة طلاق و روند تغییرات آن در ایران
محمد میرزایی-عضو هیأت علمی دانشگاه تهران

در این گفتار ابتدا کوشش شده است تعریفی از مسایل اجتماعی به دست داده شود، سپس عوامل زمینه‏ساز مسایل اجتماعی مورد بحث قرار گرفته و اقدام به طبقه‏بندی آنها شده است. مسئلة اجتماعی که در این گفتار به طور خاص به آن پرداخته شده مسئلة طلاق و از هم گسیختگی خانوادگی است. پس از تعیین جایگاه طلاق در حوزة مسایل اجتماعی، پاره‏ای نظریات مرتبط با طلاق مطرح و به برخورد ادیان و مذاهب با مسئلة طلاق نیز اشاره شده است. علل و عوامل مؤثر بر طلاق از جنبه‏های دیگری است که بحث و بررسی شده و اثرات و عوارض طلاق نیز مد نظر قرار گرفته است. بالاخره با استفاده از شاخص نسبت سالانة طلاق به ازدواج (تعداد طلاق به ازاء هر یکصد ازدواج در سال) روند تغییرات شاخص طلاق در ایران (به تفکیک مناطق شهری و روستایی) در چند دهة اخیر به دست داده شده و با ارقام مشابه در پاره‏ای از کشورهای دیگر مقایسه شده است.
ارقام به دست آمده برای شاخص طلاق بیانگر آن است که این شاخص در سال‏های بلافاصله قبل از انقلاب اسلامی بالاتر از سال‏های بالافاصله بعد از انقلاب اسلامی بوده است. این در حالی است که شاخص طلاق از اواسط دهة 1360 اندکی رو به افزایش و در دهة 1370 رو به کاهش بوده است، هر چند در دو دهة اخیر فاصلة شاخص در این دو منطقه کمتر شده است.
واژگان کلیدی: مسایل اجتماعی، مسئلة اجتماعی، وضعیت زناشویی، ازدواج، طلاق، شاخص نسبت طلاق به ازدواج.


خرده فرهنگ‏های ویژة جوانان در ایران: قرائت‏ها و پیامدها
محمود شهابی-عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی

در این مقاله ابتدا سابقة پیدایش مسألة جوانان در ایران را مرور کرده و به تحولات پس از انقلاب در عرصة سیاستگذاری در امور جوانان و واقعیت زندگی اجتماعی جوانان ایرانی اشاره خواهیم کرد. آن گاه به بیان ویژگی سبک‏های زندگی در میان سه مقولة کلی از جوانان ایرانی (جوانان متعارف، فعال سیاسی و جهان وطن) می‏پردازیم. سپس قرائت‏های مختلف از پیدایش خرده فرهنگ‏های ویژة جوانان را مورد بررسی قرار می‏دهیم. آن گاه تبعات و پیامدهای حضور خرده فرهنگ‏های جوان برای جامعه و فرهنگ ایرانی را برشمرده از رابطة دیالکتیک خرده فرهنگ‏ها با فرهنگ غالب سخن خواهیم گفت.

همه حقوق این پایگاه برای انجمن جامعه‌شناسی ایران محفوظ است.