واکاوی علل اقدام به اعمال جراحی زیبایی

zahedifar.JPG

درگروه جامعه‌شناسی پزشکی و سلامت مورد بررسی قرار گرفت
واکاوی علل اقدام به اعمال جراحی زیبایی

پروانه زاهدی‌فر کارشناس ارشد جامعه‌شناسی و عضو گروه علمی- تخصصی جامعه‌شناسی پزشکی و سلامت انجمن جامعه‌شناسی ایران، در نخستین نشست این گروه در سال تحصیلی جدید که در تاریخ بیست و یکم مهرماه 88 در سالن کنفرانس انجمن برگزار شد، به واکاوی علل اقدام به اعمال جراحی زیبایی از سوی زنان پرداخت. وی در این جلسه، به بیان یافته‌های پژوهش خود که با استفاده از روش تحلیل محتوا در مورد مقالات مندرج در نشریات در فاصله سال‌های 87-1379 و نیز پایان‌نامه‌های مقاطع ارشد و دکتری رشته‌های روان‌پزشکی، روان‌شناسی و علوم اجتماعیانجام شده بود، پرداخت.
زاهدی‌فر در مقدمه بحثش، به تاریخچه جراحی زیبایی در جهان و ایران اشاره کرد و گفت: سابقه جراحی پلاستیک و ترمیمی در متون پزشکی به قبل از میلاد مسیح باز می­گردد. در ایران نیز جراحی پلاستیک، درسال 1334 با حضور هفت جراح فوق تخصص پلاستیک در تهران آغاز به کار کرد که تعداد این متخصصان در کشور، هم ­اکنون به 150 نفر می‌رسد.
وی در ادامه و در بخش نخست سخنانش به ارائه نتایج تحقیق خود در مورد عناوین و محتوای مطالب مندرج در نشریات کشور، در فاصله سال‌های 87-1379 پرداخت. او در این زمینه، با اشاره به عناوین ژورنالیستی که معمولاً برای چنین موضوعاتی انتخاب می‌شوند، گفت که این عناوین را در دو دسته، یکی عناوین تحقیرآمیز و همراه با تمسخر و استهزا و دیگری عناوین هشداردهنده در ابعاد فردی و اجتماعیقابل تقسیم‌بندی می‌داند.
زاهدی‌فر سپس با اشاره به چند نمونه از عناوینی که به نظر او با قصد تمسخر، استهزا و تحقیر متقاضیان اعمال جراحی در رسانه‌ها درج شده بودند، به تحلیل آنها پرداخت و گفت: این عناوین بیان‌گر نوع تفکری است که در آن، همه انواع اعمال جراحی زیبایی در یک قالب از پیش تعیین شده قرار گرفته و بر همان اساس مورد ارزیابی و قضاوت واقع شده‌اند. آنچه که این قالب به مخاطبان خود القا می‌کند، این است که متقاضیان اعمال جراحی زیبایی، افرادی مرفه اما نازیبا هستند که برای زیباتر ساختن خود، از مهم‌ترین سرمایه زندگی یعنی جانشان نیز می­گذرند و این مسأله اگر زمانی در مورد زنان جوان صدق می‌کرد، اکنون در میان مردان و سالمندان نیز دیده می‌شود. در عین حال، در این نوع مقالات، عموماً علاوه بر تحقیر و استهزا متقاضی عمل جراحی زیبایی، به نوعی پزشکان انجام دهنده این عمل نیز که با عنوان کلی جراحان پلاستیک معرفی می‌شوند، فاقد صلاحیت لازم شناخته شده و حتی تأکید می‌شود که بسیاری از آنها، به جای زیباتر ساختن مراجعان خود، آنها را به کشتن می‌دهند.
وی همچنین در تحلیل عناوینی که با قصد هشدار فردی و اجتماعی در روزنامه‌ها و مجلات منتشر شده‌اند، گفت: این دسته عناوین نیز عموماً تبلور و تداوم همان تفکری است که در تحلیل عناوین قبلی مورد نظر قرار گرفت؛ به طوری که همچنان جراحی پلاستیک در ایران به عنوان رشته­ای معرفی می‌شود که با گسترش زمینه‌های کاری خود، پیامدهای منفی ناگواری را برای کشور و افراد به همراه آورده است. از سوی دیگر، هشدارهای نهفته در این عنوان­ها در دو دسته فردی و اجتماعی قابل تفکیک‌اند. در دسته هشدارهای فردی، برخی عناوین به طور مستقیم متقاضیان آتی عمل جراحی را هدف قرار داده و با هشدار به آنها سعی در منصرف کردن ایشان از انجام هر گونه عمل جراحی زیبایی دارند و دسته دیگر عنوان­ها، نهادهای مسئول و وجدان جمعی جامعه را هدف قرار داده و با تحریک احساسات عمومی، تلاش می‌کنند محدودیت‌هایی را در روند فوق ایجاد کنند اما در هر دو صورت، آنچه که درجمع‌بندی این عناوین می‌توان گفت این است که پیام‌های دوگانه‌­ای از نویسندگان مقالات فوق به افراد و جامعه القا می‌شود. آنها از یک سو تلاش دارند با ترساندن افراد و متقاضیان آتی انجام این‌گونه اعمال جراحی، آنها را از این کار بازدارند. از سوی دیگر، با رویکرد منفی نسبت به جراحی پلاستیک و روند رو به رشدی که در جامعه دارد، آن را رشته‌ای تجملی و غیر ضروری، در اختیار طبقه مرفه و در عین حال، مخالف فرهنگ و شئونات جامعه ما توصیف کرده و متخصصان آن را فاقد صلاحیت می‌دانند.
بررسی محتوای مقالات منتشر شده در نشریات، بخش بعدی سخنان زاهدی­فر را تشکیل می‌داد. وی در این بخش، با جمع‌بندی اظهارنظرهایی که در مورد جراحی پلاستیک در ایران در این مقالات ارائه شده است آنها را در دو مقوله اظهارنظرهای علمی افراد متخصص و اظهارنظرهای عامیانه طبقه‌بندی کرد و پس از تشریح آنها، به جمع‌بندی نظرات ارائه شده از سه منظر پرداخت. او گفت: رویکرد مثبت نسبت بهموقعیت فعلی جراحی پلاستیک ایران عموماً از سوی متخصصان این رشته، با دلایلی چون گسترش تقاضا به دلیل صاحب سبک بودن ایران در این زمینه و تعلق بهترین جراحان این رشته (به‌ویژه در زمینه رینوپلاستی) به ایران، کیفیت بالای اعمال جراحی در کشور و پایین بودن هزینه آن نسبت به سایر نقاط جهان اظهار شده است. این در حالی است که از سوی دیگر، مشکل اصلی جراحی پلاستیک در کشور ما، ورود پزشکان غیر متخصص به این حوزه به دلیل درآمدزایی، عوام‌فریبی، تبلیغات غیر قانونی، نبود نظارت و نقش انفعالی سازمان نظام پزشکی و وزارت بهداشت درمان و آموزش ­پزشکی شناخته شده است. در عین حال، دیدگاه منفی نسبت به این مسأله نیز عموماً از سوی پزشکان گوش و حلق و بینی و افراد غیر متخصص مطرح شده و شامل مواردی چون غیر ضروری بودن و تجملی بودن بیشتر تقاضاها و اختصاص آنها به یک طبقه خاص بوده و در نتیجه یک نگاه اجتماعی منفی نسبت به این رشته را در بردارد.
عضو گروه جامعه‌شناسی پزشکی و سلامت در بخش دیگری از سخنان خود، در خصوص انگیزه متقاضیان برای انجام اعمال جراحی پلاستیک نیز گفت: متخصصان جراحی پلاستیک با دیدگاهی مثبت، دلایل گرایش به این امر را در درجه اول، رفع نواقص و ناراحتی‌های جسمانی و عوارض روانی ناشی از آن و سپس حس زیباپسندی و گرایش فطری انسان به زیبایی و بهبود کیفیت زندگی و درمواردی بسیار اندک (حدود 10 تا 15درصد) تبلیغات رسانه‌ها، چشم و هم‌چشمی و ... عنوان کرده‌اند. این در حالی است که از سوی دیگر، پزشکان گوش وحلق و بینی، روان‌شناسان و مردم عادی با بیان دلایلی مانند اختلالات روانی مراجعان و مسائل فرهنگی- اجتماعی، دیدگاهی منفی نسبت به این قضیه دارند. در این زمینه، به نظر می‌رسد باید توجه داشت که یک‌جانبه‌نگری و اختصاصی کردن اعمال جراحی به اعمال جراحی غیر ضروری نزد افراد مرفه، تا حد زیادی می‌تواند به معنای نادیده گرفتن اکثریتی که بنا به ضرورت به این اعمال دست می‌زنند و تحقیر ایشان باشد. از سوی دیگر، پیشنهادات ارائه شده در مقالات منتشره در این زمینه، عموماً بر ضرورت نظارت و نقش فعال سازمان نظام پزشکی و وزارت بهداشت در جلوگیری و به‌سامان کردن وضعیت پزشکان غیرمتخصص موجود در حوزه جراحی پلاستیکو ضرورت مشاوره‌های روان‌پزشکیو آموزش تأکید دارند.
زاهدی‌فر درجمع‌بندی نهایی، بیشتر مقالات نشریات مختلف در این زمینه را حاوی نوعی تحلیل و ارزیابی بدبینانه، بر اساس تفکری کلیشه‌ای و منفی و با نگاهی غیر منصفانه و غیر علمی دانست و اضافه کرد: هر تحلیلی بنا به ضرورت، نیاز به نگاهی واقع‌بینانه و بررسی علمی از طریق روش‌های مناسب جمع‌آوری اطلاعات دارد. حال آن‌که مقالات مطرح در این حوزه، عموماً به دلیل انتخاب روش نامناسب و جمع‌آوری اخبار و شایعات تأیید شده و تأیید نشده و همچنین اظهار نظرهای مبتنی بر تجارب روزمره غیر کافی از نمونه‌های در دسترس، به ارائه دیدگاه‌هایی منجر شده‌اند که نوعی سطحی‌نگری مبتذل در آنها دیده می‌شود. نتیجه این تحلیل‌های غلط، ارائه قضاوت‌های نادرست نسبت به اشخاص، اعم از پزشک و بیمار شده که نه تنها تأثیر کلام گوینده را از بین می‌برد؛ بلکه نوعی بی‌اعتباری کلام را در بیان و تحلیل‌های آتی آنان به وجود می‌آورد که مشکلات ناخواسته زیادی را در برخواهد داشت.
ارائه نتایج بررسی پایان‌نامه‌های مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری رشته‌های روان‌پزشکی، روان‌شناسیو علوم اجتماعی بخش دوم سخنرانی پروانه زاهدی‌فر را تشکیل می‌داد. وی در این بخش نیز پایان‌نامه‌ها را هم در عناوین و هم در محتوا مورد واکاوی قرار داد و در توضیح گفت: عناوین پژوهش‌های انجام شده در رشته‌های روان‌شناسی و روان‌پزشکی بیشتر با تفکری قالبی، از پیش تعیین شده و با نگاهی منفی و پیش‌گیرانه نسبت به مسأله انتخاب شده است. براساس عناوین موجود، می‌توان گفت که بین انجام عمل جراحی زیبایی و عوامل فردی به‌ویژه اختلالات روانی رابطه وجود دارد و متقاضیان عمل جراحی زیبایی بیماران روانی هستند که لزوماً باید در یکی از دسته‌های مختلف اختلالات روانی (مانند شخصیت وابسته، نمایشی، خودشیفته، ضداجتماعی، وسواسی، پرخاشگر و ...) بگنجند.
وی همچنین خاطرنشان کرد: فرضیات و پرسش‌های این پژوهش‌ها نیز عموماً حول محور رابطه ویژگی‌های شخصیتی و اختلالات روانی متقاضیان با تقاضای آنها برای انجام عمل جراحی طراحی شده است. روش‌ انجام همه این تحقیقات توصیفی بوده و جامعه آماری آنها را زنان و دختران مراجعه کننده به بیمارستان‌ها یا کلینیک‌های زیبایی شهر تهران و کسانی که حداقل یک بار تحت عمل جراحی زیبایی قرار گرفته‌اند، تشکیل می‌دهند و انتخاب نمونه از طریق نمونه در دسترس صورت گرفته است. تحلیل داده‌ها عمدتاً با بهره‌گیری از آمار توصیفی و آزمون آماری خی‌دو انجام شده است و در یافته‌های این پژوهش‌ها نیز می‌توان به عدم وجود تفاوت معنی­دار در سلامت روانی و زیرگروه‌های افسردگی، اضطراب، شکایت جسمانی و ناسازگاری اجتماعی در دو گروه آزمایش و کنترل و کمتر بودن نمرات دلپذیر بودن و انعطاف‌پذیری در افراد متقاضی و همچنین عدم تفاوت معنی‌دار بین صفات با وجدان بودن، برون­‌گرایی و نوروتیسم در هر دو دسته و بیان توصیفی دسته‌های مختلف اختلالات روانی اشاره کرد. در عین حال، عمده پیشنهادات مطرح شده از سوی این پژوهش‌ها، مواردی چون لزوم توجه بیشتر به عوامل بوم‌شناختی، اجتماعی و فرهنگی، عدم توجه صرف به ویژگی‌های فردی در تبیین و لزوم توجه به سایر ابعاد ساختاری، پیشنهاد توجه به تعامل عوامل روان‌شناختی فردی و تأثیرات فرهنگی، لزوم توجه به نقش جراح در تعیین ضرورت انجام عمل جراحی، لزوم بررسی تأثیر انتظارات اجتماعی فرهنگی جامعه و نقش تبلیغات گسترده در سبب‌شناسی اقدام به عمل جراحی زیبایی را در برمی‌گیرند. در نهایت، در جمع‌بندی موارد مقایسه شده در بعد محتوایی این مطالعات می‌توان گفت که محققان به عدم توانایی متغیرهای فردی درتحلیل و تبیین این کنش اعتراف کرده و بر لزوم بررسی نقش عوامل اجتماعی- فرهنگی مؤثر بر آن تأکید دارند.
زاهدی‌فر در ادامه، پژوهش‌های انجام شده در این زمینه در حوزه علوم اجتماعی را نیز مورد توجه قرار داد و در میان آنها به بررسی دو پژوهش که توسط بهزادیان در سال 84 و فرزانه در سال 85 و به طور خاص حول محور جراحی پلاستیک انجام شده است، پرداخت. او با اشاره به اینکه در این موارد، فرضیه‌های ذهنی محققان وجود رابطه بین گرایش به انجام جراحی زیبایی و عوامل فرهنگی وزنانه بودن این مسأله بوده است؛ گفت: فرضیه‌ها و سؤالات تحقیق در یک پژوهش بر رابطه تصور ذهنی از بدن و فشارهای هنجاری موجود با اقدام به عمل جراحی زیبایی تأکید کرده و در پژوهش دیگر، عوامل اجتماعی- اقتصادی و فرهنگی به طور عام مورد توجه قرار گرفته‌ و با هر دو روش کمی و کیفی بررسی شده­اند. جامعه آماری هر دو این مطالعات را نیز زنان و دخترانی که حداقل یک بار تحت عمل جراحی زیبایی قرار گرفته‌اند، تشکیل می‌دهند. مشاهده یافته‌های این پژوهش‌ها نشان می‌دهند که روش‌های کیفی اگر چه از قابلیت تعمیم چندانی برخوردار نیستند اما با فراهم کردن امکان ایجاد فرصت بررسی عمیق‌تر این افراد و ذهنیت نهفته در پس کنش ایشان، مصالح اولیه‌ای را برای پژوهشگران بعدی فراهم می‌سازند تا با نگاهی واقع‌بینانه‌تر این مسأله را مورد مطالعه قرار دهند.
پروانه زاهدی‌فر در جمع‌بندی بحث خود، تأکید کرد: بر اساس یافته‌های حاصل از این پژوهش، افزایش تقاضا درگروه‌های سنی و جنسی مختلف، رشد و گسترش میزان اعمال جراحی زیبایی در ایران و کمبود تعداد متخصصان جراحی پلاستیک زیبایی، فرصت فعالیت را به جراحان غیر متخصص داده و منجر به بروز مشکلاتی نظیرعدم تضمین موفقیت در اعمال جراحی، روبرو شدن برخی بیماران با پیامدهای منفی ناشی از اعمال جراحی نامناسب و حتی خطرمرگ و بالطبع، افزایش میزان شکایت‌ها از قصور پزشکی شده است. از بعدی دیگر، پیامد مجموعه عوامل فوق، طرح و بزرگ­نمایی برخی از این موارد در رسانه‌ها به عنوان یک مسأله اجتماعی و نوشتن مقالات و انجام مصاحبه‌هایی در نشریاتبا هدف کاهش تمایل اقدام به این عمل از طریق تأثیرگذاری بر متقاضیان، مسئولان و وجدان جمعی جامعه بوده است. متأسفانه در این زمینه، مجموعه‌ پژوهش‌ها در دانشگاه‌ها در قالب پایان‌نامه‌های دانشجویی نیز با همان تفکر قالبی و از پیش تعیین شده انجام شده که در نتیجه، در علوم فردگرا، تأکید بر اختلالات روانی و شخصیتی متقاضیان بوده و علوم اجتماعی این افراد را قربانیانی منفعل جامعه معرفی کرده‌اند.
وی در خاتمه، با بیان اینکه تصویر ارائه شده از متقاضیان عمل‌های جراحی زیبایی توسط رسانه‌ها و پژوهش‌های داخلی، تصویری کلیشه‌ای، مخدوش و بسیارمنفی است؛ خاطرنشان کرد: درک بهتر این مسأله در پرتو بازبینی و بررسی مجدد آن، تغییر نگرش و قضاوت‌های اولیه محقق نسبت به آن و جلوگیری از طرد این زنان از محیط‌های مختلف یا الزام آنها در مخفی‌سازی عمل جراحی خواهد بود.

همه حقوق این پایگاه برای «انجمن جامعه‌شناسی ایران» محفوظ است. (خبرخوان - RSS)

Powered By: KhorshidChehr