تازه‌ها

یادداشت‌ ماه

گزارش نشست‌ها

صلح خلیج فارس1نشست «صلح، خليج فارس مناسبات منطقه‌اي و جهاني» با سخنرانانی بيژن عبدالكريمي (استاد و پژوهشگر فلسفه)، دکتر سید جواد میری (عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)، دکتر سید جواد صالحی (عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز)، محمد سالاركسرايي (عضو هیئت علمي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي)، محمد فرازمند (مديركل خليج‌فارس وزارت خارجه) و محمد جواد حق شناس (فعال سياسي و عضو هیئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي) روز چهارشنبه 10 خردادماه 1396 به همت گروه صلح انجمن جامعه‌شناسي ایران و با مشاركت گروه جامعه‌شناسي سياسي، انجمن مطالعات صلح ايران و انجمن علوم سياسي ايران، در خانه انديشمندان علوم انساني برگزار شد.

در اين نشست، سخنرانان بر اهميت منطقه خليج فارس، ضرورت صلح ميان كشورهاي منطقه با توجه تحولات مهمی که با سفر رئیس جمهور امریکا به منطقه (عربستان) در هفته های گذشته رخ داده است اشاره و بر لزوم كنشگري ايران به عنوان يكي از بزرگ‌ترين بازيگران حاضر در منطقه تاكيد كردند.

گزارش اين نشست را در ادامه مي‌خوانيد.

دراین نشست ابتدا دکتر ازاده گریوانی پيام صلح و همگرایی در خليج فارس وخاورمیانه را به دو زبان عربی و فارسي قرائت نمود. سپس حسن اميدوار، دبیر گروه صلح با خاطر نشان نمودن اين مطلب كهدهم اردیبهشت ماه روز ملی خلیج فارس است که به جهت همزمان بودن با مراسم روز جهانی کارگر، متاسفانه ما قادر به برگزاری آن مراسم نشدیم ولیکن نظر به تحولات مهمی که با سفر به عربستان در هفته های گذشته رخ داد، با توجه به رسالت گروه صلح انجمن جامعه شناسی ایران نیاز به توجه و بررسی پیامدهای این رخداد  بسیار ضروری و مفید به نظر می رسد.

وی گفت: در سير تاريخي جنگ و صلح، هميشه جغرافيا و موانع طبيعي به عنوان يكي از عوامل پيشگيري از گسترش منازعات مطرح بوده‌اند. به تدريج با پيشرفت دانش بشر و ساخت كشتي‌هاي بزرگ، انسان‌ها موفق شدند در آن سوي درياها دست به تهاجم بزنند. لذا جغرافيا با چالشي كه فراروي انسان گذاشت به بنيان‌هاي اوليه تمدن بشر شكل بخشيد. در رابطه با درياها يا مناطق سوق الجيشي و استراتژيك، چند نظريه مطرح شد كه خود آنها سبب تحولات عمده‌اي در سطح جهان شد. نخستين نظريه مربوط به آلفرد ماهان در كتاب «نفوذ دريايي» (سال ١٨٩٠میلادی) است كه دستيابي به دريا و داشتن قدرت دريايي براي ملت‌ها را سرنوشت ساز مي‌داند. با طرح اين نظريه، مسابقه بي‌سابقه‌اي در رابطه با تسليحات و نيروي دريايي آغاز شد. نظريه بعدي را مكيندر در سال ١٩٤٠ با نام «هارتلند» ارائه داد. او مناطقي را در سطح جهان به عنوان قلب جهان مشخص كرد و معتقد بود كه هر كشوري بتواند بر اين مناطق سلطه يابد مي‌تواند به كل جهان سلطه داشته باشد. نظريه ديگر، نظريه كارل هوس هوفر در سال ١٩٤٦ بود. البته او اين نظريه را قبلا در كتاب «اسرار مرزها» در اوايل ١٩٠٠ مطرح و عنوان كرده بود كه كشورها و مرزها حالت ارگانيسم دارند يعني همزمان با رشد و تحولات اجتماعي، اقتصادي و صنعتي يك كشور، ممكن است مرزهاي آن نيز گسترش پيدا كنند. عده‌اي پايه‌هاي اين نظريه را باني و دستمايه اقدامات آلمان نازي و تجاوزطلبي آن مي‌دانند. اين نظريه‌ها فراموش شده بود تا اينكه در سال ١٩٧٠ نظريه‌هاي جديدي با عنوان «نظم نوين جهاني» مطرح شد. والرشتاين، نكته‌اي را بين كشورهاي اروپاي شرقي و غربي عنوان كرد مبني بر اينكه عدم دسترسي به دريا، علت عقب‌افتادگي كشورهاي اروپاي شرقي است. اين نظريات در مجموع، توجه به خليج‌ها، بنادر، درياي آزاد و اهميت آنها را مطرح كرده است. اما در خاورميانه نيز سه مولفه وجود دارد كه سبب مي‌شود اين منطقه با نظريه «هارتلند» همخواني بيشتري داشته و محل مناقشه و منازعه باشد. نخست اينكه منطقه بين‌النهرين و خاورميانه، مهد و گهواره تمدن بشری و محل تولد اديان آسماني است. مولفه دوم، ذخاير عظيم انرژي موجود در اين منطقه و ويژگي ژئوپولتيك آن است، چرا كه از نظر دستيابي به آب‌هاي گرم، نقطه‌اي به وجود آمده كه پتانسيل درگيري‌هاي بزرگ بين شرق و غرب و حتي قدرت‌هاي بزرگ را در خود دارد. سومين مولفه، مسائلي است كه از گذشته انباشته شده مثل منازعات بين فلسطين و رژيم صهيونيستي و ممكن است در نقطه‌اي منجر به انفجار شود. در انجمن صلح اين نكته مدنظر قرار گرفته است كه ما براي احياي محيط زيست خليج فارس و اقدام براي صلح در منطقه مي‌توانيم دست دوستي به سوي صلح دوستان كشورهاي حوزه خليج فارس دراز كنيم زيرا اعتقاد داريم ايران امن با مرزهاي امن، آب‌هاي امن و همسايگان امن، امنيت بيشتر و باثبات‌تري خواهد داشت.

در ادامه این نشست دکترمحمد سالار کسرایی بحث خود را با موضوع «رادیکالیسم از منظر جامعه شناسی» اغاز کرد.وی به مدلهای مختلف برای مطالعه جنبش های رادیکالی پرداخت وجوانب مختلف منازعات خاورمیانه را از منظر هویتی مورد بررسی قرار داد. به نظر او نظام های سیاسی کشورها در ایجاد محرومیت در جوامع دخیل هستند. وی همچنین به نفس ایدئولوژی در جذب رادیکالیسم تاکید داشت.

دومین سخنران این نشست دکتر محمد فرازمند بود که سخنرانی خود را با پرسیدن این سوال محوری که آیا عربستان قابلیت تبدیل شدن به یک قدرت هژمون را دارد یا خیر؟ ارائه کرد.دکتر فرازمند به سفر اخیر ترامپ به ریاض اشاره کرده وپیامدهای مختلف آنرا برشمرد و گفت:برخی سفر ترامپ به عربستان را آغازگر تغییر سیاست خاورمیانه ای امریکا وافزایش تنش بین قطر وعربستان بر می شمرند.

او به تلاش قطر برای ایفای نقشی مستقل در شورای همکاری خلیج فارس وهمچنین حمایت های مستقیم قطر از اخوان اشاره کردند و در خصوص سفر ترامپ به عربستان گفت: ماحصل سفر چیزی فراتر از یک معامله اقتصادی نبود و منفی شدن افکار عمومی نسبت به عربستان را می توان یکی از دستاوردهای ایران از این سفر برشمرد.سفر ترامپ به عربستان تاکیدی بود بر عدم توانایی ترامپ بر ائتلاف سازى. چرا که عملا ائتلاف غربی_اسلامی علیه ایران شکل نگرفت.عربستان توانایی تبدیل شدن به یک قدرت هژمون در منطقه را ندارد و سفر ترامپ نیز کمکی به این امر نکرده است.

ویدر پایان بر این نکته تاکید کرد که ایران فهم صحیحی از عربستان ندارد وشناخت های ژورنالیستی نمی تواند کمکی به فهم سیاست های جنون امیز عربستان داشته باشد و اساسا خریدهای تسلیحاتی گسترده عربستان نمی تواند به توازن قوا در منطقه به نفع این کشور کمکی برساند.

سومین سخنران دکتر بیژن عبدالکریمی بود که بحث خود را با نگاهی تاریخی به نام گذاری خلیج فارس اغاز کرد و ادامه داد: ما امروز با ظهور یک زیست جهان و انسان جدید روبرو هستیم. انسان آن لاینی که با انسانهای گذشته متفاوت است. لذا هرگونه مدیریت بدون توجه به تحولات اخیر محکوم به شکست است.

صلح خلیج فارس2وی همچنین به پتانسیل های گروههای اجتماعی در فضای مجازی اشاره کرد که همواره خطرافرین نیستند بلکه قادرند تبدیل به موجی برای حمایت از امنیت ملی شوند.اگر به تبعات نام گذاری روز خلیج فارس در فضای مجازی نگاهی دوباره بیندازیم درخواهیم یافت که قدرت های بزرگ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی همچون گذشته قادر به نقش آفرینی نیستند بلکه مردم و توده ها نیز می توانند در این میان بازیگران موثری باشند. لذا اگر چه که پدیده دولت - ملت در ایران به صورت ناقصی شکل گرفته اما موج ایجاد شده این تجربه را به همراه داشته است که هرگاه وحدت مردم با قدرت سیاسی هماهنگ شود می تواند نجات دهنده ایران از خطرات باشد.

او همچنین به دلایل مختلف قابلیت تبدیل شدن خلیج فارس به عرصه جنگ اشاره کرد و افزود: تکیه بر قوای تجهیزات جنگی و اتکا به منطق نیروهای نظامی یگانه مسیر در این راه نیست.

دکتر عبدالکریمی همچنین با تاکید بر این نکته که تمام پدیده های دنیا تک ارزشی نیستند بلکه چند ارزشی هستند بایستی به تحولات خاورمیانه نگاهی دوباره انداخت گفت: ایران قادر است محور اجماع منطقه ای را نه صرفا از منظر گفتمان شیعی بلکه از لحاظ انسانی وحتی با مسیحیان و یهودیان نیز گسترش دهد. ایران می تواند به جای تکیه زدن بر محورهای ایدیولوژیک شیعه بر محورهای صلح و دوستی وامنیت در جهان تکیه کند.

وی با تاکید بر لزوم داشتن نگاههای نوین نسبت به مسائل خاورمیانه به منازعه اسراییلی-فلسطینی اشاره کرد و شاهد مثال را وجود جریان هایی در خود اسراییل دانست که در برابر برخی سیاست های تندروانه مقاومت می کنند. وی خاطرنشان کرد: علی رغم وجود نزاع بنیادگرایی یهودی واسلامی، اما می توان بین جریان های میانه رو در هر دو طیف امکان یک تبادل گفتمانی را ایجاد نمود.

در ادامه این نشست دکتر محمدجواد حق شناس با موضوع «استراتژی برد-برد راهی به گفتمان صلح در خلیج فارس» به سخنرانی پرداخت و گفت: لزوما پیشرفت یک کشور مانع پیشرفت کشوری دیگر نیست. و ایران قادر است با مذاکره و عقلانیت رفتارهای تندروانه همسایگان خود را کنترل کند و به بازی برد-برد نائل آيد و برای رسیدن به این هدف چهار پیشنهاد مطرح است: 1) تاکید بر لزوم همکاری و همگامی با کشورهای منطقه در خصوص مسایل مشترکی مانند مواجهه با تروریسم 2) تاکید بر امنیت منطقه و این که این امنیت توسط خود کشورهای منطقه تامین شود ولازمه آن ایجاد اعتماد سازی و تشکیل حس اعتماد به نفس بین کشورهای منطقه برای تامین امنیت خویش است 3) حرکت به سمت کاهش ایران هراسی و شیعه هراسی و سنی هراسی و همسایه هراسی بین کشورهای منطقه 4) عدم تاکید بر هویت شیعی در منطقه چرا که تاکید بسیار موجبات حساسیت کشورهای سنی مذهب منطقه را در پی خواهد داشت.

دکتر حق شناس در ادامه همچنین چند پیشنهاد دیگر برای سیاست خارجی ایران بیان نمود: اول) پیگیری حل و فصل اختلافات با امارات بر سر جزایر سه گانه. دوم) احترام به حسن همجواری و حق حاکمیت ها و عدم مداخله در مسایل سایر کشورها و عدم تهدید و عدم توسل به قوه قهریه. سوم) ارایه الگوی سازنده در ابعاد امنیتی که در دولت خاتمی شروع و با انجام پیمان های امنیتی با کویت و عربستان و غیره همراه بود. چهارم) سفر روحانی به کویت و عمان و سایر کشورهای عربی که این امر ممکن است در سال اول دولت دوازدهم تجدید گردد. پنجم) ایران قادر است به جای یک یکپارچه سخن گفتن با شورای همکاری خلیج فارس با تک‌تک این کشورها وارد مذاکرات جدی شود تا نقش هژمونی عربستان کمرنگ گردد. در پایان وی بر عدم تضاد ذاتی با کشورهای عربی منطقه تاکید کرد وشاهد مثال خود را روابط حسنه ایران با این کشورها در دولت ایت الله رفسنجانی و محمد خاتمی بر شمرد.

پنجمین سخنران این جلسه دکتر سید جواد صالحی بود که محور اصلی سخنرانی خود را به موارد بازدارندگی، کنترل تسلیحات و خلع سلاح در کشورهای حوزه خلیج فارس اختصاص داد.وی در ابتدا به پدیده صلح در خلیج فارس با توجه به دو تجربه جنگ سرد و پسا جنگ سرد پرداخت و گفت: در جنگ سرد بحث صلح سازی دولت محور است و با نگاه تهدید بیرونی و بحث ائتلافها مطرح می شود و بحث همگرایی در بین بازیگران از تجربه های قابل قبول در بحث امنیت در خلیج فارس است. اما در پسا جنگ سرد، سطح تهدیدات عوض شده ونوع ائتلاف ها تغییر می کند و به جای اقدامات همگرایانه متاسفانه ما بیشتر شاهد شکاف وافتراق هستیم وبهره گیری از منازعات.در مبحث فقدان صلح در خلیج فارس نیز بایستی بدانیم رقابت تسلیحاتی صلحی را برای منطقه به ارمغان نمی اورد. در واقع مهم ، ادراک فهم از تهدیدی است که در منطقه وجود دارد. به عنوان مثال خرید تسلیحات ثبات منطقه ای را برای عربستان در برنخواهد داشت چراکه امروز منازعات مشروعیتی توقعات نسل جوان از دولت ها اساسی ترین تهدید صلح در این کشورهاست. در واقع انچه که امروز تهدید کننده ثبات کشورهاست بحث دموکراتیزاسیون کشورهای منطقه است چرا که زمانی که از منظر ایدئولوژیک به مسایل سیاسی نگاه کنیم با واقعیت ها سرو کار نداریم بلکه آن اندیشه ماست که خواستار تغییر واقعیت هاست.

در پایان نشست دکترسید جواد میری سخنرانی خود را با سوال از «چیستی و چگونگی فهم ما از پیوست فرهنگی در خلیج فارس» آغاز کرد و گفت:بایستی ابتدا به این سوال پاسخ داد که اساسا تصور ما از زندگی جمعی در این منطقه چیست؟ چرا سیاستمداران نگاههای خاص گرایانه دارند وعناصر عام در ان وجود ندارد؟. اصحاب علوم انسانی تصور درستی از زندگی در خاورمیانه ندارند که این نکته خود منجر به آن می شود که نگاه ما مبتنی بر مطالعات میدانی نباشد که این امر مستقیما بر سیاست گذاری ما تاثیر می گذارد. وی همچنین تاکید داشت با توجه به مواضع اخیر روسیه و حماس در خصوص اسرائيل در صورت درایت تصمیم گیرندگان واستراتژیست های ایرانی، ایران می تواند خود را از مناقشه و مخاصمه عبری- عربی جدا و رها سازد. چرا که امروز بین جبهه عربی-عبری مبادلاتی در جریان است و ما می توانیم با توجه به منافع ملی خود حداکثر بهره برداری را از این موضوع بنماییم.

 

چند رسانه ای

مجله جامعه شناسی

مجله مطالعات

پیوندها

حمایت از انجمن

سامانه عضویت

شمس