فاطمه جواهری؛ علوم انسانی، دانشی پردامنه و عرصه‌ای پرمناقشه

javaheri.jpg

دکتر فاطمه جواهری، دانشیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تربیت معلم، در پاسخ به پرسش‌های ویژه‌نامه همایش "علوم اجتماعی در ایران: دستاوردها و چالش‌ها"، یادداشتی را برای ما ارسال کرد که در آن، علاوه بر بحث مهم‌ترین دستاوردها و چالش‌ها، موضوعاتی چون همکاری‌های میان رشته‌ای و نقش و پایگاه علوم اجتماعی در میان مردم و مسئولان را مورد توجه قرار داد. این یادداشت را در ادامه می‌خوانید.
 
پیش از هر چیز، فرصت را غنیمت می‌شمارم تا از همه مدیران فعلی و سابق انجمن به خاطر همت بلندی که در راه تثبیت جامعه‌شناسی ایران صرف می‌کنند، قدردانی کنم.
در بحث از دستاوردهای علوم اجتماعی و قضاوت درباره آن، به عقیده من، شایسته است این واقعیت مورد توجه قرار گیرد که در ایران، علوم مختلف در وضعیت مشابهی قرار ندارند. از این رو، نباید دستاورد آنها را با یکدیگر مقایسه کرد. برای مثال، از آنجا که علوم پایه، پزشکی و فنی مهندسی از پیشینه طولانی‌تری برخوردار هستند، طبیعی است منابع نهادی بیشتری را به خود اختصاص داده و زودتر به بار نشسته‌اند، ضمن این که از مقبولیت اجتماعی بالاتری هم برخوردارند. به علاوه، در علوم پایه، فنی مهندسی و پزشکی، اختراعات و کشفیات عینیت بیشتری دارند. این در حالی است که دستاوردهای علوم اجتماعی از خلال دگرگونی‌های تدریجی در ساختارهای اجتماعی- فرهنگی محقق می‌شوند و به همین دلیل، یافته‌های آنها کمتر عینیت داشته و به سختی با معیارهای کمّی قابل احصاء هستند و تحقق آنها مستلزم زمان بیشتری است.
در واقع، برای قضاوت درباره دستاوردهای علوم اجتماعی، بهتر است وضعیت فعلی آنها با وضعیت گذشته مقایسه شود. بر این اساس، می‌توان گفت که افزایش میزان تألیف، تدوین و ترجمه کتاب، رشد مقالات علمی پژوهشی، توسعه شاخه‌های تخصصی، تقویت مقاطع تحصیلات تکمیلی، حضور اساتید و صاحب‌نظران علوم اجتماعی در مجامع علمی داخلی و بین‌المللی و احداث مراکز پژوهشی، بر این واقعیت دلالت دارند که طی سال‌های گذشته، علوم اجتماعی ایران ظرفیت‌های خود را ارتقاء بخشیده و به یک حوزه علمی-  تخصصی تبدیل شده است.  
در اثر فعالیت‌های یاد شده، انگاره‌های فکری علوم اجتماعی از سطح محافل دانشگاهی عبور کرده و وارد حوزه‌های عمومی‌تر شده‌اند. بر این اساس، می‌توان گفت یکی از دستاوردهای مهم علوم اجتماعی ایران نقش مؤثر آن در مفهوم‌سازی ایده‌هایی است که ما را از مواجهه و موضع‌گیری نسبت به آنها گریزی نبوده است. سازه‌های مفهومی، مانند ملت- دولت، تجدد، توسعه، مردم‌سالاری، مدنیت، نوسازی، حقوق بشر، تکثرگرایی فرهنگی، نواندیشی دینی، سکولاریسم و عدالت جنسیتی، متأثر از ادبیات علوم اجتماعی در جامعه مطرح شده‌اند و طبیعی است که آشنایی با این مفاهیم، فهم انسان را از دگرگونی‌های جهان معاصر گسترش می‌دهد.
وجه دیگری از دستاوردهای علوم اجتماعی، سهم آن در اشاعه تفکر انتقادی است. تفکر انتقادی قـدرتی ذهنی است که اعضای جامعه را برای ادراک دنیای به سرعت متغیر کنونی، آماده می‌سازد. تفکر انتقادی زمینه‌ساز افزایش میزان خردمندی، بصیرت و هشیاری عمومی است. ایران، به عنوان یک جامعه در حال پیشرفت، نیازمند افرادی است که از آگاهی اجتماعی و توانایی تحلیل و ارزیابی رویدادهای جامعه برخوردار باشند. تحلیل‌ها و دیدگاه‌هایی که طی چند سال گذشته، از سوی صاحب‌نظران علوم اجتماعی مطرح شده، در تقویت این مشی فکری مؤثر بوده است. یکی دیگر از دستاوردهای مهم، ایجاد باور به سودمندی و کارایی علوم اجتماعی است. این امر نه تنها بین مسئولان، بلکه در میان دانش‌آموختگان رشته‌های دیگر نیز تسری یافته است. پژوهشی که در این زمینه انجام شده، نشان می‌دهد طی چند سال گذشته، در دانشگاه‌های دولتی، 10 تا 40 درصد از ورودی‌های مقطع کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی و پژوهش اجتماعی، از جمله افرادی هستند که پس از اتمام تحصیل، از رشته قبلی خود دست کشیده و آموختن جامعه‌شناسی را به آن رشته ترجیح داده‌اند. این امر بر این واقعیت دلالت دارد که علوم اجتماعی از مقبولیت اجتماعی قابل ملاحظه‌ای برخوردار شده است.
در بحث از مشکلات و چالش‌های این علوم که به عنوان بعد دیگر همایش آتی انجمن مطرح شده، چند موضوع مرتبط با یکدیگر وجود دارد که می‌توان آنها را کانون چالش‌های علوم اجتماعی ایران قلمداد کرد. نکته اول، دغدغه بومی‌سازی علوم اجتماعی است که از سی سال پیش این حوزه علمی را در ایران متأثر ساخته است. یکی از ابعاد بومی‌سازی، کوشش برای ایرانی کردن آن در برابر چیرگی علمی غرب است. نمی‌توان این واقعیت را انکار کرد که ما در تولید دانش، وابسته به غرب هستیم اما در عین حال، می‌خواهیم مصرف کننده صرف نیز نباشیم و خواهان آن هستیم که استقلال خود را حفظ کنیم. از سوی دیگر، مشخص نیست زمانی که از غرب سخن به میان می‌آید، آیا غرب به عنوان یک واحد جغرافیایی، یک واحد تمدنی و فرهنگی یا به عنوان یک واحد سیاسی - اقتصادی در نظر گرفته می‌شود! به نظر می‌رسد در ایران، نگاه سیاسی به غرب بر نگرش فرهنگی- فلسفی به آن غلبه دارد. طبیعی است شرایط یاد شده وضعیت پیچیده‌ای را برای موضع‌گیری نسبت به غرب به وجود می‌آورد. 
یکی دیگر از ابعاد بومی‌سازی علوم اجتماعی، تلاش برای اسلامی کردن آن است. در این مورد نیز ابهامات زیادی وجود دارد. برای مثال روشن نیست که آیا این بحث، ناظر به کیفیت نقش‌آفرینی علوم اجتماعی در جامعه ایران، به عنوان یک جامعه دینی، است؟ آیا منظور از اسلامی کردن علوم اجتماعی، تقویت التزام اندیشمندان این حوزه دانش به مبانی فکری دین اسلام است؟ آیا منظور بنیان کردن علوم اجتماعی بر اساس مضامین، معیارها و آموزه‌های دین اسلام است؟ یا مقصود این است که علوم اجتماعی ایران باید دارای هدف و غایتی اسلامی باشد؟
به طور کلی، در ارتباط با بومی‌سازی علوم اجتماعی و ابعاد مرتبط با آن، صرف‌نظر از امکان‌پذیری و روا بودن آن، قرائت‌های مختلفی وجود دارد، اما در این مورد، نه تنها توافق نظر، بلکه حتی یک درک مشترک نیز وجود ندارد. از این رو، موضوع یاد شده هنوز در بوته ابهام قرار دارد. اندیشه بومی‌سازی علم، خواه به عنوان واکنشی در برابر جریان سریع جهانی شدن و مقاومت در برابر سلطه فکری غرب شکل گرفته باشد و خواه تحت تأثیر فضاهای ایدئولوژیک و اقتضائات سیاسی جامعه سامان یافته باشد، به هر حال تا زمانی که از درون، برای قاطبه متفکران علوم اجتماعی، به یک ضرورت فکری تبدیل نشود، درحد یک موضوع مناقشه برانگیز باقی خواهد ماند. البته پیچیدگی و ماهیت معرفت‌شناسی علوم اجتماعی نیز به گونه‌ای است که تحقق اجماع کامل در مورد جدال‌های یاد شده را دشوار می‌سازد.
وجه دیگری از چالش‌های علوم اجتماعی ایران، نسبت میان سنت و تجدد است. جامعه ایران به شیوه‌های مختلف، با آثار گذر از وضعیت سنتی به وضعیت جدید مواجه است. مطالعه این موضوع زمینه‌ساز تبیین و تحلیل بسیاری از مشکلات، رویدادها و وقایع اجتماعی معاصر است. به این دلیل، علوم اجتماعی ایران نمی‌تواند نسبت به شناسایی پیامدهای این گذار و نوع مواجه با آن بی‌اعتنا باشد. 
مجموعه چالش‌‌های یاد شده، علوم اجتماعی ایران را به یک نظریه‌پردازی اساسی دعوت می‌کند اما در شرایط کنونی، ظرفیت‌های لازم برای ایده‌پردازی وجود ندارد و هنوز یک مکتب فکری مرتبط با موضوعات داخلی شکل نگرفته است. به این منظور، شناسایی ویژگی‌های بنیادین جامعه ایران، تلاش برای بهره‌برداری از ذخیره میراث تاریخی و فرهنگی جامعه، اهتمام در جهت به روز کردن دانش خویش و پرهیز از تقلید ضروری است. همچنین، لازم است علوم اجتماعی ایران نظام معرفتی خود را نسبت به انسان، غرب و عقل روشن سازد.
صرف‌نظر از موضوعات یاد شده که علوم اجتماعی ایران در سطح کلی با آن مواجه است، نظام آموزشی و پژوهشی جامعه‌شناسی نیز به طورخاص، با برخی محدودیت‌ها روبرو است. از جمله آن‌که جامعه‌شناسی ایران نیازمند آن است که از طریق مجهز ساختن خود به انواع روش‌ها و تکنیک‌های جدید پژوهشی، پایگاه علمی خود را ارتقاء بخشد. روش‌هایی مانند منطق فازی، تحلیل شبکه، نشانه‌شناسی، تحلیل روایت، تحلیل گفتمان، نظریه زمینه‌ای، شاخه‌های مختلف روش‌های کیفی و روش‌های تطبیقی تاریخی، کمتر مورد اقبال قرار می‌گیرند. 
همچنین نظام آموزش جامعه‌شناسی ارتباط ضعیفی با رخدادهای واقعی و عینی جامعه دارد. به این معنا که بخش عمده آموزش جامعه‌شناسی از مقطع کارشناسی تا دکترا، محدود به حضور در کلاس‌های درس دانشگاهی است؛ از این رو، آموزش کاربردی و مسأله‌پردازانه و برقراری ارتباط با میدان عمل اجتماعی، کمتر مورد عنایت قرار می‌گیرد.
موضوع دیگری که در میان پرسش‌های ویژه‌نامه همایش ارسال شده، بحث همکاری‌های میان رشته‌ای است. در این زمینه می‌توان گفت که خوشبختانه میزانی از همکاری متقابل میان اصحاب علوم اجتماعی به وجود آمده است. برای مثال، مشارکت در برگزاری همایش‌ها و نشست‌های علمی، عضویت در هیأت تحریریه مجلات علمی، راهنمایی و مشاوره پایان‌نامه‌ها و تدریس در گروه‌های آموزشی، از جمله مواردی است که می‌توان از آنها به عنوان مصادیق همکاری متقابل نام برد. البته بر اساس یک نگاه واقع‌بینانه، می‌توان گفت که این سطح از همکاری‌ها، اغلب بر مبنای اقتضائات و مناسبات شغلی صورت می‌گیرد. میزان مطلوبی از همکاری‌های میان رشته‌ای زمانی تحقق خواهد یافت که اندیشمندان و پژوهشگران علوم اجتماعی به منظور شناسایی و تبیین مشکلات جامعه خود و در جهت ارتقاء این دانش، به طور پیوسته و مستمر، با یکدیگر به تشریک مساعی بپردازند و نتیجه آن را به صورت راه حل‌هایی کاربردی، دقیق و عینی به جامعه عرضه کنند.
محور دیگری از بحث‌های مطرح در بررسی وضعیت علوم اجتماعی ایران، نسبت تحولات آن در مقایسه با تحولات جامعه است. به نظر من، با رعایت احتیاط می‌توان گفت در سال‌های اخیر، جامعه‌شناسان ایرانی کوشیده‌اند توانایی خود را در فهم و تحلیل مسائل جامعه نشان دهند. موضوعات متنوعی، مانند هویت ملی و نسبت آن با دیگر انواع هویت‌ها، پای‌بندی دینی گروه‌های اجتماعی مختلف و عوامل مرتبط با آن، آثار استفاده از رسانه‌ها (به‌خصوص تکنولوژی‌های ارتباطی- اطلاعاتی جدید)، فرار مغزها، جهانی شدن و پیامدهای آن، اعتیاد به مواد مخدر جدید، ابتلاء به ایدز، هویت جوانان و شکاف میان نسلی، فساد اداری و انواع جرایم و آسیب‌های اجتماعی، از جمله مواردی است که مورد توجه و مطالعه قرار گرفته است. اما در این زمینه محدودیت‌هایی نیز وجود دارد. نخستین محدودیت، به ضعیف بودن پیوند میان یافته‌های پژوهشی و حوزه برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری مربوط است. مورد دوم این است که یافته‌های پژوهشی در خدمت نظریه‌پردازی قرار نمی‌گیرند. مورد سوم نیز این‌که موضوعات فوق، اغلب نشأت گرفته از رویدادهای جاری جامعه یا متأثر از تحولات جهانی هستند، درحالی که برخی موضوعات بنیادی‌تر که از تحولات رایج در جامعه کمتر تأثیر می‌پذیرند، مورد غفلت قرار گرفته‌اند. برای مثال، از یک طرف، موضوعاتی مانند ضعف رفتار عقلانی، قانون‌گرایی، نظم‌پذیری و انضباط اجتماعی، توسعه‌نیافتگی فرهنگ نوشتاری، گرایش ایرانیان به اسطوره‌سازی و از طرف دیگر، کوشش برای طراحی الگوی مناسب پیشرفت و توسعه ایران، تنظیم سیاست‌گذاری علمی (به‌خصوص در حوزه علوم اجتماعی)، تولید رویکردهای نظری و مقیاس‌های پژوهشی متناسب با هویت تاریخی و اقتضائات خاص جامعه ایران، کمتر مورد مطالعه جامعه‌شناسانه قرار گرفته‌اند. این درحالی است که پیشرفت جامعه‌شناسی ایران در گرو انجام دامنه وسیعی از موضوعات مختلف است.
در همین رابطه و در بحث از پایگاه علوم اجتماعی در میان مردم و مسئولین، نمی‌توان انکار کرد که در مقایسه با گذشته، مسئولان بیشتر به سودمندی علوم اجتماعی واقف شده‌اند. مساعی عالمان علوم اجتماعی موجب شده کارگزاران جامعه به این امر که مشکلات جامعه دارای شالوده‌ها و پیامدهای اجتماعی- فرهنگی است و برای تبیین و چاره‌جویی از آنها باید به متخصصان علوم اجتماعی مراجعه کرد، تا حدی اعتقاد پیدا کرده‌اند. به این دلیل، امروزه تعدادی از اصحاب علوم اجتماعی، به عنوان مشاور، با بخش‌های مدیریتی و اجرایی سازمان‌ها و مراکز دولتی همکاری دارند. بیشتر سازمان‌ها نیز دارای یک بخش تحقیقات اجتماعی هستند و در ارتباط با موضوعات مرتبط با حوزه فعالیت خود، به پژوهش می‌پردازند. هر چند این وضعیت نقطه روشنی است که موجب امیدواری است، اما نباید این واقعیت را نادیده انگاشت که هنوز هم تجربه و دانش عالمان علوم اجتماعی کمتر به سطح برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری‌های کلان و اساسی جامعه راه پیدا می‌کند.
علاوه بر این، گاه و بی‌گاه، علوم اجتماعی ایران مورد بی‌مهری قرار می‌گیرد. نگرش‌های بدبینانه‌ای مبنی بر اینکه این علوم، غرب‌گرا، سکولار و مادی‌گرا هستند و تحلیل‌های آنها مخرب نظم اجتماعی است، موجب احساس عدم امنیت، خود سانسوری و بی‌رغبتی می‌شود. در این فضای بدگمانی، پرسش‌هایی به ذهن می‌رسد، از جمله آن‌که آیا علوم دیگر در فضای تمدنی و فرهنگی غرب تولید نمی‌شوند و بر چه اساس گفته می‌شود که علوم اجتماعی بیش از سایر علوم غربی هستند؟ آیا شالوده‌های نظری و دستاوردهای عملی اندیشمندان سایر علوم، تا کنون مورد سوء استفاده قرار نگرفته است؟ آیا چنین نیست که در طول تاریخ بخش عمده‌ای از تخریب حیات انسان، محیط زیست و جامعه، با تکیه بر یافته‌های دانش پزشکی، فیزیک، شیمی و ژنتیک صورت گرفته است؟ 
بنابراین، امکان سوء استفاده و خطا، به طور نسبی، در همه علوم وجود دارد. صحت و سلامت یک دانش به محتوای نظری و دستاوردهای عملی آن وابسته نیست؛ بلکه میزان تعهد اخلاقی دانشمندان است که تضمین کننده کارکرد بهینه و بهره‌برداری صحیح از یک علم است. بدیهی است که انسان‌های متعهد از دانش خود در جهت سازندگی و اصلاح امور استفاده خواهند کرد. در واقع، به جای هراس از علوم اجتماعی، باید از انسان‌های غیر اخلاقی وحشت داشت. اما در ارتباط با توده‌ها، باید گفت که به نظر می‌رسد علوم اجتماعی در بین مردم به اندازه کافی نفوذ نکرده است. هنوز بخش قابل ملاحظه‌ای از مردم عادی، نسبت به قلمرو فعالیت و کارایی علوم اجتماعی واقف نیستند. این شکاف تا حدی نتیجه ماهیت نظام معرفتی این دانش و تا حدی نیز حاصل نوع تربیت و مشی علمی اندیشمندان این حوزه است. متأسفانه تعداد اندکی از عالمان علوم اجتماعی مردمان عادی را به عنوان مخاطبان خود به رسمیت می‌شناسند.   
در مجموع، می‌توان گفت علوم اجتماعی ایران، در یک حرکت رو به جلو، در حال پیشرفت است. البته نارسایی‌ها و ضعف‌های داخلی این علوم و تنگناهایی که از بیرون ایجاد می‌شود، در کند شدن سرعت این حرکت نقش مؤثری دارند. امید است اندیشمندان دلسوز و عالمان سخت‌کوش این حوزه دانش، بتوانند محدودیت‌های موجود را به فرصت‌های ارزشمند رشد تبدیل کنند.


همه حقوق این پایگاه برای «انجمن جامعه‌شناسی ایران» محفوظ است. (خبرخوان - RSS)

Powered By: KhorshidChehr