فعالیت‌های جامعه‌شناسی پزشکی و سلامت

اندر حسرت و اسفِ پزشک شدن!

شیرین احمدنیا

عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، مدیر گروه جامعه شناسی پزشکی و سلامت انجمن جامعه شناسی ایران

از کودک ایرانی و شاید بسیاری کودکان در سراسر جهان، چنانچه  جویا شویم  دوست دارد در آینده چه شغلی داشته باشد، به احتمال قوی یکی از پربسامد ترین انتخاب ها  در میان انبوهی از مشاغل، "دکتر" شدن است!  هر چه  از کودکی فاصله می گیرد، این خواسته،  عینیت ، شدت و حدت بیشتری نیز  پیدا می کند. در پس این "دوست داشتن ها"ی شیدایی، چه بسا اراده و پیگیری آرزوهای ناکام مانده  والدین را درکار و دخیل بیابیم، که در ثمره و ماحصلِ زندگی زناشوییِ خود، یعنی فرزندان، اعم از دختر و پسر، اینک تصویر ایده آل های از دست رفته خود را "متجسم" embodied می خواهد، و  فرزند ِ بی تقصیر و گناه ناکرده خویش را  دستمایه ی جبران شکست ها و ناتوانی خود در دستیابی به زندگی تحصیلی و شغلیِ ایده آلی خویش می سازد.


تقدیر از دبیر گروه و همکاری همدلانه اعضا!

دکتر شیرین احمدنیا

سومین سالروز تشکیل گروه جامعه‌شناسی پزشکی و سلامت انجمن جامعه‌شناسی ایران، مناسبتی را فراهم کرد که جشن کوچکی را با حضور برخی از اعضای گروه و مهمانان عزیزی برگزار کنیم و طی آن به شکل "غافلگیرکننده" از دبیر گرامی گروه‌مان، جناب آقای علی نقوی به طور ویژه با تقدیم هدایا و کارت تشکری که اعضای گروه هر یک یادداشتی بر آن نهاده و خاطره امروز را به نیکی ثبت کردند، به خاطر زحمات بیشمار و تلاش پیگیر و در عین حال فروتنانه و بی دریغ شان برای پیشبرد اهداف گروه‌مان، و ثمرات حاصله که با تلاش جمعی و همدلانه اعضای فعال و علاقمند این گروه تحقق یافته است، صمیمانه تشکر کنیم.


«سلامت اجتماعی» دیگر چه صیغه‌ای است؟

دکتر شیرین احمدنیا*

مدیرگروه جامعه‌شناسی پزشکی و سلامت انجمن جامعه‌شناسی ایران

یکی از مهیج‌ترین سوالاتی که ممکن است در طول زندگی حرفه‌ای‌تان، به‌عنوان یک جامعه‌شناس، آن هم از جنسی که من باشم، یعنی جامعه‌شناس «پزشکی و سلامت»، با آن مواجه بشوید دقیقا همین سوال است: «سلامت اجتماعی دیگر چیست؟!» پاسخش می‌دهیم که: وقتی قائل به این هستیم که «بعد جسمانی سلامت» معمولا حیطه عمل پزشکان است و «بعد روانی آن» هم قاعدتا به روان‌شناسان و روان‌پزشکان مربوط می‌شود. 


پزشکی شدن یا اجتماعی بودن؟

دکتر مزدک دانشور*

عضو گروه جامعه‌شناسی پزشکی انجمن جامعه‌شناسی ایران و دندان‌پزشک

پزشکی نیز با همه تلاشش برای پزشکی کردن جامعه نتوانست حداقل‌های لازم برای تامین سلامت را که «نبود بیماری» است تامین کند.اگرچه سلامت طبق تعریف‌های جهانی آن به معنای نبود بیماری نیست بلکه چیزی فراتر از آن است، شاید بتوان گفت که در صورت نبود بیماری، سلامت برای ما معنایی نداشت. این بیماری است که در تاریخ انسانی به ما یادآوری می‌کند که وضعیتی نیز وجود دارد رهاشده از درد و رنج. پس اگر بیماری را در مرکز شناخت بگذاریم و مولفه‌های ایجاد آن را بررسی کنیم، شاید بتوان تا حدودی به آنچه که سلامت می‌باید باشد، نزدیک شویم.


نگاهی جامعه‌شناختی به ایدز با تاکید بر آسیب‌پذیری زنان

ایدز، همچنان در بستر ناآگاهی‌ها می‌تازد

دکتر شیرین احمدنیا*

مدیر گروه جامعه‌شناسی پزشکی و سلامت و عضو هیات مدیره انجمن جامعه‌شناسی ایران

ابتلا به ویروس اچ‌آی‌وی/ایدز نه تنها یک مشکل و دغدغه‌ای پزشکی، بلکه همچنین مشکل و معضلی اجتماعی و جامعه‌شناختی به حساب می‌آید. تا پایان سال 2009 میلادی، طبق برآوردها، نزدیک به 34 میلیون فرد بزرگسال در سراسر جهان مبتلا به ویروس اچ‌آی‌وی یا در شرایط ایدز قرار داشته‌اند که از این رقم اندکی بیش از نیمی را زنان تشکیل داده بودند. واقعیت این است که اپیدمی ایدز، در نتیجه نقش‌های خاص زنان در جامعه و نیز بنا به آسیب‌پذیری زیست‌شناختی‌شان، زنان را به شکل ویژه مورد تهدید قرار می‌دهد. 


نگاهی به ایدز و خرافه‌های فرهنگی

 یک بیماری، یک انگ اجتماعـی؟

دکتر مزدک دانشور*

عضو گروه جامعه‌شناسی‌پزشکی انجمن جامعه‌شناسی ایران و دندانپزشک

پرستار سراسیمه به اتاق مدیریت می‌آید. هول‌زده است. در جواب نگاه پرسشگر و متعجبم با صدایی خفه می‌گوید: «آقای دکتر! بیمار ما... این بیمار ایدز داره...». از جایم بلند می‌شوم و می‌گویم: «خب... داره که داره! حالا از کجا فهمیدی؟» کمی با تعجب نگاهم می‌کند و جواب می‌دهد: «خودش گفت به خانم دکتر...خانم دکتر هم من را فرستاد پیش شما تا ماجرا را خبر بدهم!». مانده‌ام که چه بگویم. بعد از آن همه آموزش کنترل عفونت و آزمون و رتبه‌بندی و تشویق و تنبیه در برخورد با اولین چالش واقعی، پرستار آموزش‌دیده آنگونه رفتار می‌کند که یک آدم بی‌سواد. 


همه حقوق این پایگاه برای «انجمن جامعه‌شناسی ایران» محفوظ است. (خبرخوان - RSS)

Powered By: KhorshidChehr