گزارش نشست ها

 روز شنبه 9 آبان ماه 1394 دفتر دانشگاهی انجمن جامعه شناسی ایران در گیلان و معاونت فرهنگی دانشگاه گیلان، میزبان دکتر ابوالحسن حسین تنهایی بود که در تالار حکمت به سخنرانی با موضوع «جامعه شناسی نظری» پرداخت.
94.jpg

او در ابتدا کج فهمی پاردایم تفسیری، نادرستی در ترجمه کتابها، شرح نادرست از کتابهای تألیف شده در خصوص تفسیرگرایی و از همه مهمتر ترویج اندیشه استاد خویش پروفسور هربرت بلومر در خصوص مکتب کنش متقابل نمادین را از هدفهای سفر پژوهشی خود به این استان دانست. دکتر تنهایی در ادامه سخنان خود با اشاره به نظریات مرتن به عنوان یکی از شاخص ترین افراد حوزه جامعه شناسی نظری به تفاوت جامعه شناسی نظری و نظریه های جامعه شناسی پرداخت. وی افزود: افرادی چون مرتن، لائر، هندل، بودون، استرواس، بوریکو، گورویچ، کالینز و بلومر به چگونگی ساختن نظریه از مشاهدات و مطالعات میدانی اشاره کرده اند. همچنین او با توضیح تفاوت نقد شخصی و نقد علمی نظریه ­ها، به خرافه های علمی که ناشی از مکتبی دیدن مفاهیم جامعه شناسی است، اشاره نمود و ضمن تفکیک مفاهیم مکتبی و فرا مکتبی و نیز با توجه به مفاهیم فرامکتبی دیالکتیک، نظم، تضاد، ساخت و کارکرد، این مفاهیم را چند معنایی دانست و در نظریات مختلف تحلیل کرد.

سخنران این نشست نظریه اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری وبر، نظریه خودشکوفا شدگی مرتن و نظریه عاملیت و ساختار گیدنز را بعنوان گونه‌ هایی از دیالکتیک چنداسلوبی، هم فراخوانی نظم و پویایی در نظریه ‌های جامعه ‌شناسی، تفاوت تحلیل کارکردی و کارکردگرایی از نظر مرتن، تفاوت سوسیالیسم فرهنگی از نظر دورکیم و سوسیالیسم راه های تولیدی از نظر مارکس را با تحلیل عنصری شرح داد و همه نظریه ها را تلفیقی دانست.

دکتر تنهایی بعد از بیان مقدمه ای درباره آثار خود و بلومر به این نکته پرداخت که جامعه شناسی نظری چیست؟ و گفت: برای روشن شدن این مفهوم نگاهی به نظریه های جامعه شناسی راهگشاست. در نظریه های جامعه شناسی به بررسی دستگاه های نظریه پردازی می­پردازیم اینکه چه هستند و چگونه پدید آمده اند، اما چگونه باید این ها را نقد کنیم؟ آیا نقد شخصی کنیم یا از نظر سایر نظریه پردازان برای نقدشان استفاده کنیم؟

او سپس با رد دید اول این سوال را طرح کرد که آیا نقد شخصی یک دانشجو یک نقد علمی است؟ اگر به طور مثال از یان کرایب برای نقد مارکس بهره بگیریم این درست است؟ و افزود: وقتی یان کرایب مارکس و دیدگاهش را نقد می کند او ازدیدگاه خاص خود به نقد مارکس می پردازد و اشکال نحوه آموزش به دانشجویان این است که این دیدگاه را منتقل نمی کنیم و صرفاً به بیان نقد یک شخص از شخص دیگر می پردازیم. در کلاس های درس جامعه شناسی تفکیک و جدایی پذیری بین دیدگاه ها به خوبی رخ نمی دهد. او در ادامه با ارایه مثالی از مرتن گفت: مرتون از اینکه اکثرا به دلیل بیان مفهوم تحلیل کارکردی او را در زمره کارکردگرایان قرار می دهند، اظهار تعجبمی­کرد. تحلیل کارکردی صرفاً کارکرد گرایانه نیست بلکه این تحلیل می تواند رنگ پذیر باشد یعنی هم میتواند محافظه کارانه باشد یا انقلابی و حتی تفهّمی. ما از تحلیل مفاهیم دو معنا داریم 1- تحلیل مکتبی 2- تحلیل فرامکتبی. نتیجه آنکه ما در جامعه شناسی به این نتیجه می رسیم که مفاهیم چند معنایی است. ما اغلب وقتی از دانشجویان می پرسیم آیا نظم به صورت توأمان در دستگاه نظری مارکس و دورکیم وجود دارد، دانشجویان در مورد مارکس جواب منفی می دهند و نیز در مورد اینکه آیا مرتن در نظر خود دیالکتیک دارد نیز پاسخ منفی می دهند. در این باره اکثراً در ایران به دیالکتیک هگل توجه دارند در حالی که ما دیالکتیک‌های دیگری نیز داریم مثل دیالکتیک گورویچ. هر چند با نگاه هگلی، وبر و مرتن تز و آنتی تز ندارند ولی با نگاه گورویچی که از دیالکتیک تک اسلوبی و چند اسلوبی بهره می­گیرد می توان نظریه وبر و مرتن را دیالکتیک تلقی کرد. ما با این دید می بینیم که در نظریه وبر به جای تز و آنتی تز دیالکتیک هم فراخوانی عین و ذهن داریم. گورویچ می­گوید که 5 اسلوب دیالکتیکی داریم که تنها یکی از آنها تز و آنتی تز است.

دکتر تنهایی افزود: قلمرو جامعه شناسی در ابتدا نظم است چون زیر بنا در جامعه نظم است و سپس با ارایه مثالی به تحلیل عنصری بیگانگی از دید مرتن پرداخت و گفت چه عناصری سبب به وجود آمدن بیگانگی می شود.

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی خاطر نشان کرد: از نظر مارکس کار، آفرینندگی و خلاقیّت است که بر اساس آگاهی بشر ساخته می شود و این کار سالم است و رشد چرخه سرمایه داری سبب بیگانه تر شدن آدمی از کار می شود. دراین تحلیل مارکس به وجود نظم اشاره می شود نظم در تحلیل مارکس یعنی سرمایه داری موجود در کشورها. آنچه که سبب می شود سرمایه داری 100سال کار کند و پابرجا بماند این نظم است اما نظم مبتنی بر نابرابری و اینجاست که مارکس می گوید لازم است طبقه کارگر آگاه شود تا از طبقه در خود بیرون آید و به طبقه برای خود بدل شود تا این نظم مبتنی بر نابرابری را بشکند. تحلیل عنصری در اینجا هم عنصر ذهنی یعنی «آگاهی طبقه» و عنصر عینی یعنی «شیوه تولید» بود.

او در ادامه گفت: هم مارکس و هم دورکیم هردو به تضاد اعتقاد داشته و آن را می بینند ولی در نهایت، دورکیم خواهان حل این تضاد است ولی مارکس می گوید به این تضاد دامن بزن. پس جامعه شناسان در کاربرد مفاهیم با هم تفاوت دارند ولی در خود معنای مفاهیم با هم اختلاف ندارند. در اندیشه مارکس تضاد جزء مفاهیم مکتبی مارکس است ولی در اندیشه دورکیم جزء مفاهیم تحلیلی اوست. برعکس نظم جزء مفاهیم مکتبی دورکیم است ولی جزء مفاهیم تحلیلی مارکس است. برای مثال یک اختلاف جمعی بین دولت و مردم را اگر دورکیمی نگاه کنید به شما می گوید این یک آسیب بود و اگر مارکسی نگاه کنید آن را یک جنبش می بینید؛ در واقع هر دو درست می گویند ولی چرا از یک واقعیّت واحد، دوتحلیل متفاوت بر می­آید؟1- یا از ضعف جامعه شناسی است و 2– ناشی از تفاوت پارادایمی است.

دکترتنهایی ادامه داد: ما به دومی اعتقاد داریم و قبول داریم. ما در جامعه شناسی به نسبیّت باور داریم، بسته به نوع نگاه شما، نوع دید به پارادایم متفاوت است مثل نگاه شما به عدد 6 (انگلیسی) در جلوی پای شما و فرد دیگری که روبروی شماست این عدد را 9 می خواند و می­بیند. ما باید به دید مکتبی و فرامکتبی توجّه داشته باشیم. جامعه شناسی نظری به شما می گوید نظریه ها را به شکل و جور دیگری بخوانید. حقیقت این است که حقیقت نسبی است. ما تنها به مکاتب توجّه نکنیم به فرامکتبی­ها هم توجه کنیم و این را درقلمرو جامعه شناسی نظری خواهیم دید و خواند. به نظر شما چرا این همه اختلاف بین گروههای مذهبی وجود دارد؟ چون هر کدام از دید مکتب خود به قضیّه می نگرند و هرکدام 6 و 9 خود را تنها می بینند. پس نیاز به فرامکتبی دیدن و بودن است. ما باید از سکوی(6و9) خود خارج شویم. و مشکل این است که خارج نمی شویم. اگر بفهمیم که واقعیت نه 6 است و نه9 و آگاه شویم به این و از بیرون نگاه کنیم بعد می توانیم تصمیم بگیریم که 6 را قبول کنیم یا 9 را. این دید تفسیری- پدیدارشناختی است.

دکتر تنهایی در پایان این نشست یادآور شد که جامعه شناسی تفسیری تنها اتکا به دید تفسیری ندارد و از نگرش و دیدهای مختلف بهره می گیرد.

برگزاری کارگاه «پارادایم تفسیرگرایی در علوم رفتاری با تاکید بر جامعه شناسی»

ساعت دو بعد از ظهر همان روز کارگاهی با حضور دکتر تنهایی در تالار حکمت دانشگاه برگزار شد. دکتر تنهایی اهداف این کارآگاه را علاوه بر انتقال دانش به دیگران، شنیدن نظرات موافق و مخالف در روابط متقابل دانست و گفت: بنابر تاکید رفتارگرایان، انسانها در مقابل محرکهای بیرونی از خود واکنش نشان می دهند و یا بر اساس دیدگاه دورکیم انسانها در مقابل جامعه، بهنجار و یا کجرو هستند، این گروه از جامعه شناسان عوامل گرا هستند که این عوامل را ناشی ازعلتها، انگیزه­ها و متغیرهای مستقل می­دانند. این دیدگاهها به انسان توجه کافی نکرده اند در مقابل دیدگاه عوامل ­گرایی، تفسیرگرایی وجود دارد. بر اساس این دیدگاه انسان نیرویی بنام خود (self) دارد که این می تواند با بازنگری مخالف وضع وجود باشد.

دکترتنهایی با قراردادن پارادایم تفسیرگرایی (که بر اساس مدل چند­رشته ای که در سالهای پس از دهة 60 میلادی مطرح شد) در مقابل عوامل گرایی، به مقایسه ایندو از نظر هستی شناسی و روش شناسی پرداخت. وی در تبارشناسی و هستی شناسی پارادایم تفسیری، نظریه کولی درباره سلف ( (selfرا شرح داد و گفت: در نظریه کولی فشار اجتماعی می تواند عاملیت را به عوامل بیرونی بدهد. اما در تفسیرگرایی آمریکایی با «خود بازنگر»، این عاملیت به کنشگر داده می شود.

او اظهار داشت: عوامل بیرونی تاثیر دارند ولی تعیّن ندارند. بقول فروم ما شرطی شرایط نیستیم ولی تحت شرایط هستیم. وی در این بخش سه عنصر کنش بر اساس فهم، خود و انتخاب مبتنی بر احتساب عملگرایانه را عناصر کلیدی پارادایم تفسیری به شمار آورد. وی گفت: از نظر تفسیرگرایان هر کس مسئول اعمال خودش است. ما با خودمان سبک و سنگین می­کنیم احتساب عملگرایانه می­کنیم. در این فرایند ما انتخاب می­کنیم که آیا باید کنشی باید انجام بدهیم یا نه. پس بر اساس فهم از موقعیت دست به کنش می­زنیم. وی تاکید کرد ما یک مفهوم «دیگری مهم» و «دیگری تعمیم یافته» داریم که انسانها بر اساس آن عمل می­کنند. تا طرز تلقی انسان عوض نشود فرد تغییر نمی­کند. اگر کنشگری را به سیستم بدهیم فرد تغییر نمی­کند ولی اگر کنشگری را به انسان بدهیم فرد تغییر می­کند. با تغییر بخشنامه فقط مقاومت زیاد می­شود ولی قلب موضوع تغییر نمی کند.

دکتر تنهایی در بحث روش شناسی ادامه داد: انسان کنشگر با انسان منفعل فرق دارد. روش ­شناسی تفسیرگرایی، روش طبیعت ­گرایانه است. روش طبیعت گرایانه همان روش طبیعت گرایی داروین است. همانطوری که او گل را در دامن طبیعت جستجو می­کرد ما هم وقتی گروه معتادین را بررسی کنیم باید به زندگی طبیعی آنها برویم. هرچیزی را در وضع طبیعی آن باید بررسی کنیم و داده­ های هر تحقیقی باید از وضعیت طبیعی آن گرفته شود و شناخت با بودن طولانی و مستمر و با کنش متقابل ایجاد می­شود. بلومر می­گوید باید فرود به زمین داشته باشید. در کجا؟ در آنجا که جرم یا اعتیاد صورت می­گیرد، نه در کمپها و در زندانها. همان جا که صحنه جرم انجام می شود باید تحقیق انجام شود. مسئله ما نه در ذهن، نه در فرضیه ها و نه در چارچوب نظری بلکه در خود طبیعت مسئله نهفته است. وی تاکید کرد که کنش می­تواند نمادی و نانمادی باشد و کنش متقابل نیز می تواند نمادی و نانمادی باشد. کنش نمادی در آن احتساب بازنگرانه و انتخاب اتفاق می افتد و تفسیر و کنش وجود دارد. ما اگر بر اساس جهان ابژه­ها انتخاب کنیم این کنش، کنش نمادی می­شود. اما برخی مواقع نیز این کنش نه بر اساس کنش نمادی بلکه بر اساس فشارهای روانی صورت می ­گیرد. اینجا به نظر  بلومر فرد بر اساس سازمان روانشناختی عمل می کند، و بر اساس معانی عمل نمی کند. اگر آن سه عنصر، اعیان، کنش متقابل و تفسیر را در نظر بگیریم، اگر قضایای اول و دوم (اعیان، کنش متقابل) صورت بگیرد و قضیه سوم صورت نگیرد یعنی کنش به مرحله تفسیر نرسد، این کنش، کنش نمادی نیست. کنش متقابل اجتماعی است ولی نمادی نیست که بلومر به آن واقعیت اجتماعی سرسخت و لجوج می گوید.

مدیر گروه جامعه شناسی تفسیری انجمن جامعه شناسی ایران با شرح سه مدل علّی، متغیّرشناختی و انگیزه، به نقد پاردایم عوامل گرایی پاسخ داد و سه رویکرد قیاسی، استقرایی و ابداکشنیسم (کنش پژوهی) را شرح داد. در مدل قیاسی یک چارچوب مفهومی طرح می کنیم. در اینجا بلومر می ­گوید شما یک چارچوب مفهومی از پیش ساخته دارید و یک پیش فرض دارید و با این امر شما نمی توانید کاری انجام دهید. مدل قیاسی به دلیل آزمون فرض های پیشاتجربی، روش جامعه شناسان صندلی نشین (armchair)است. و در مقابل رویکردهای طبیعت­ گرایانه و فرود به زمین یا گراندد تئوری و میان دامنه سه روش مقبول پارادایم تفسیری هستند. با استفاده از این روش ساترلند موفق به کشف جرم یقه ­سفیدان شد، مالینفسکی نظریه عقده ادیپ فروید را رد کرد و مرتن بر ویژگی­های سرندیپیتی، بازکانونی، و بازپردازی نظری تأکید کرد.

وی در ادامه تاکید کرد: پژوهش یک فرایند عجیب و غریب است، نیاز به بازنگری و تحلیل موقعیتی دارد. هوسرل بین دو امر نیت کننده و نیت شده که مبتنی بر تحلیل نیتی است فرق قائل شد، ما پرسشنامه تنظیم می ­کنیم و به عنوان پرسشگر مطرح هستیم اما پاسخگویان نیز در مورد ما  تحقیق می کنند. من باید آنچنان فرود زمین داشته باشیم تا وضعیت پژوهش شونده مطالعه شود. یعنی کنش را باید بازیافت کرد، تنها با زندگی کردن در طبیعت واقعیت.

دکتر تنهایی در پایان به برخی تنگناهای روش تفسیرگرایی اشاره کرد و افزود: چیزهایی که ما نمی توانیم از نزدیک مطالعه کنیم کم نیستند به عنوان مثال ما سلسله مرتب قدرت در دولتها، درآمد طبقات اجتماعی، بعضی از اتفاقات درون خانواده را نمی ­توانیم مطالعه کنیم چون این موضوعات دور از تحلیل موقعیت قرار دارد. همچنین مطالعات طبیعت ­گرایانه زمان ­بر و مستلزم بودجه و هزینه ­بر است. با این وجود، درست است که خیلی چیزها را نمی فهمیم ولی آن مقدار فهمی که از واقعیت داریم نزدیکترین فهم به واقعیت است.

این کارگاه با پرسش و پاسخ دکتر تنهایی و حاضرین خاتمه یافت.

 گروه جامعه شناسی پزشکی و سلامت انجمن جامعه شناسی ایران با همکاری گروه ارتباطات سلامت و محیط زیست انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات روز یکشنبه 17 آبان ماه 1394 نشست «رابطه حرفه مندان پزشکی و جامعه» را با حضور دکتر احسان شمسی کوشکی، دکتر امید زمانی و دکتر شیرین احمدنیا برگزار کرد. 

 

 

 

گزارش این نشست را به نقل از روزنامه شهروند میخوانید.

 

بیمارستان‌های دولتی رقیب بخش خصوصی شده ‌اند

 

پزشکان دیگر نمی‌ توانند نگاه بالا به پایین به بیماران داشته باشند

IMG_8163.JPG

 

 

رابطه پزشک و بیمار تغییر کرده است، مسائل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، بر این ارتباط تاثیر گذاشته ‌اند، در گذشته پزشک نگاه پدرسالارانه به بیماران داشت، حالا ولی تمام این معادلات به هم خورده است. بیمار با انبوهی از اطلاعات درباره بیماری ‌اش به پزشک مراجعه می‌کند، اطلاعاتی که با یک جست‌وجو در فضای مجازی به راحتی به ‌دست آورده است.

 

همین هم شد تا کارشناسان حوزه سلامت در نشست «رابطه حرفه ‌مندان پزشکی و جامعه» که در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، به این نتیجه برسند که بیمار یک قدم از پزشک جلو افتاده است و از جامعه ‌شناسان بخواهند، تغییر این رفتارها و ساختارها را بررسی کنند.

 

امید زمانی، پزشک و عضو گروه ارتباطات سلامت و محیط ‌زیست در انجمن ایرانی مطالعات و ارتباطات گروه جامعه‌شناسی ایران، در این نشست با بیان این‌که رابطه پزشک و بیمار، سابقه تاریخی دارد، گفت: «یکسری موضوعات اجتماعی روی رابطه پزشک و بیمار تاثیر می‌گذارد، این ارتباط هم بایددو طرفه باشد وگرنه ارتباط شکل نمی‌گیرد، از یک سو بیمار انتظاراتش را بیان می‌کند و در مقابل پزشک با دریافت اطلاعات از بیمار، بیماری را تشخیص می‌دهد و نحوه درمان را تجویز می‌کند، گاهی در همین مرحله مشکل ایجاد می‌شود و رابطه تنها یک طرفه می‌شود.» او درباره یک طرفه شدن این ارتباط توضیح بیشتری داد: «در برخی از مطب‌ها، متاسفانه پزشکان زمان کوتاهی برای بیمار در نظر می‌گیرند، این موضوع به ‌ویژه در بیماری‌های مزمن مانند بیماری‌های قلبی – عروقی، کلیوی و تنفسی بیش از سایر بیماری‌ها خود را نشان می‌دهد، این بیماری‌ها عمدتا در پی چاقی و مصرف سیگار و ... ایجاد می‌شود که اگر ارتباط دو طرفه وجود داشته باشد، پزشک می‌تواند برخی از رفتارهای پرخطر فرد را تغییر دهد، باید پزشک مهارت متقاعد کردن را داشته باشد.» او به نکته دیگری اشاره کرد، از نظر این پزشک، اعتماد میان پزشک و بیمار، ارتباط میان این دو نفر را شکل می‌دهد: «گاهی اعتماد به پزشک، به‌ دلیل کم سوادی پزشک یا دامن زدن به موضوعاتی از سوی رسانه‌ ها و سازمان‌ های متولی، خدشه‌ دار می‌شود، همین‌ها سبب می‌شود تا اعتبار پزشک کم شود و بیمار کمتر به او اعتماد کند.» او به نمونه‌ ای از کم شدن اعتبار پزشک از سوی سازمان‌ های متولی اشاره کرد: «از چند‌سال پیش به پزشکان عمومی اجازه تجویز برخی داروها را نمی ‌دهند، همین موضوع سبب می‌شود تا اعتبار پزشک در میان مردم کم شود و در ادامه اعتماد هم لطمه خورد.» به گفته زمانی، صداقت پزشک نیز می‌ تواند اعتماد و اعتبار را کم کند، این ‌که پزشک برخی از اطلاعات را به بیمار ندهد و تمام مسائل را با او در میان نگذارد: «همه اینها در شرایطی رخ می‌دهد که منابع اطلاعاتی زیاد شده‌ اند و بیماران به راحتی می‌توانند ابعاد مختلف یک درد و بیماری را در اینترنت جست‌وجو کنند.»

 

این پزشک در ادامه به پذیرش بیمار بدون قضاوت را هم یکی از عوامل مهم در بالا بردن اعتبار پزشک دانست: « در مطب برخی از پزشکان دیده می‌شود که برای نمونه نوشته ‌اند که بیمار عراقی یا افغان، ویزیت نمی ‌شود، این ارتباط میان بیمار و پزشک را تحت‌ تاثیر قرار می‌دهد و دیگر اثر دلخواه را نمی‌گذارد.».

 

به اعتقاد این عضو گروه جامعه ‌شناسی ایران، پیش‌زمینه ‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، نوع ارتباط میان پزشک و بیمار را تعیین می‌کند: «ساختار اجتماعی و سازمانی که این رابطه در آن شکل می‌ گیرد، رابطه را به شدت تحت‌ تاثیر قرار می‌دهد، ما درحال حاضر، بیمارستان‌ های خصوصی و دولتی و خیریهو ... داریم که ارتباط میان پزشک و بیمار در هر کدام از آنها متفاوت است».او نقش فرهنگ را هم در نوع ارتباط، پررنگ دانست: «فرهنگ ما بر رابطه میان پزشک و بیمار تاثیر زیادی دارد، برای نمونه انتظار بیمار از پزشک در جنوب شهر، با بالای شهر فرق می‌کند، البته در همین جا اقتصاد هم جایگاهی پیدا می‌کند و سیاست‌ها هم بر این تعاملات حاکم است، مثلا سازمانی مانند سازمان نظام پزشکی، مدافع حقوق بیماران است یا پزشک یا حتی مدافع سیاست‌ های دولتی».

 

زمانی به تناقض در ارایه خدمات درمانی در بیمارستان‌ها و مطب‌ها اشاره کرد: «گاهی دیده می‌شود که بیمارستان ‌های دولتی با بخش خصوصی درمان وارد رقابت شده ‌اند و در بیمارستان‌ ها، کلینیک ‌های خصوصی ایجاد کرده و تعرفه‌هایشان را بر مبنای بخش خصوصی می‌گیرند، درحالی ‌که این اقدام با ماهیت کارشان متفاوت است، آنها بخش دولتی هستند اما می‌ خواهند درآمدزایی داشته باشند. در این میان هم از عده ‌ای پزشک تازه فارغ‌ التحصیل شده استفاده می‌کنند و بدون صرف هزینه‌ ای، درآمدزایی پیدا کرده‌ اند».

 

رابطه بیمار و پزشک در گذشته، پدرسالارانه بود

 

در ادامه این نشست، احسان شمسی کوشکی، عضو هیات علمی مرکز تحقیقات اخلاق و تاریخ پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، با بیان این‌ که رابطه میان پزشک و بیمار از حالت کلاسیک آن خارج شده، گفت: « هدف از مداخلات پزشکی یا بهبود است یا حفظ سلامت افراد. نگاهی به گذر تغییر رابطه بیمار و پزشک، این را نمی ‌رساند که رابطه این دو گروه، بدتر شده است، به‌هرحال در گذشته هم دیده شده که بیماران از پزشک رضایت کامل نداشته‌ اند و رابطه پدرسالارانه بوده است، اما جامعه به‌ شدت تغییر کرده، این تغییر هم بیشتر در حوزه دموکراسی اتفاق افتاده است، به نظر می‌رسد دنیا در مسیر جهل‌ زدایی حرکت کرده، حالا وظایف حاکمیت هم تغییر پیدا کرده و موضوع سلامت چنان در بطن حاکمیت قرار گرفته که نمی‌ شود آن را جدا کرد، حالا آموزش، سلامت و امنیت، اولویت‌ های حاکمیت شده ‌اند، اتفاقی که در گذشته خبری از آن نبود.» به اعتقاد او رابطه پزشک و بیمار پیچیده شده که اقتصاد هم روی آن تاثیر گذاشته است: «اکنون صنعت بزرگ بیمه ایجاد شده، شرکت‌ های دارویی و تجهیزات پزشکی، فعال شده ‌اند و برخی پزشکان هم به دلیل همان بخش درآمدزایی، تبدیل به تکنیسین این شرکت‌ ها شده‌ اند، قوانین حاکم بر طب هم به شدت گسترده شده، تا جایی که الان پزشکان موظف هستند تا بیماری ‌های واگیر را گزارش دهند و نمی ‌توانند سقط‌ جنین و اوتانازی انجام دهند.» شمسی کوشکی با تاکید بر این‌که رابطه فعلی پزشک و بیمار و ساختار عمیقی که شکل گرفته نیاز به تئوریزه شدن است، گفت: «در دانشگاه‌ های علوم پزشکی، آموزش‌ ها بر این اساس است که بیمار یک شخص فرتوت و خسته و نادان است، به همین خاطر است که پزشک پس از‌ فارغ‌ التحصیلی، یک نگاه بالا به پایین به بیمار دارد، این در حالیست که اکنون بیماری که پیش پزشک می‌رود، یک قدم از پزشک جلوتر است، شب قبل، بیماری‌ اش را در اینترنت جست ‌وجو کرده، اطلاعاتش کامل است و حتی اسم داروها و روش‌ های درمان را هم می‌داند.» به اعتقاد این پزشک، جامعه ‌شناسان در تحلیل این ارتباط نقش مهمی می‌توانند داشته باشند: «جامعه از پزشک یک ذهنیتی دارد، از نظر خیلی‌ ها، پزشک یک فرد پولدار است که فلان خانه و فلان ماشین را دارد و از منزلت اجتماعی خاصی برخوردار است، خانواده‌ ها این چیزها را می ‌بینند و می‌ خواهند فرزندانشان، پزشک شوند، درحالی ‌که واقعیت هم این طور نیست، مردم شناسان می‌توانند در این زمینه به کمک بیایند و این رفتارها را تحلیل کنند.»

 

در ادامه این نشست، پرسش‌هایی هم مطرح شد، یکی از آنها درباره اهمیت تاکید بر پیشگیری به جای درمان است. شمسی کوشکی، اما در پاسخ توضیح داد: «اولویت خدمات درمانی، با پیشگیری است اما به‌ هرحال هزینه زیادی از بودجه سلامت، صرف بیماری‌ های سرطانی می‌شود، اما آیا می‌شود در این زمینه هزینه‌ ای نکرد، هیچ ‌کس بابت پیشگیری از مالاریا، پشت در اتاق وزیر بهداشت نمی ‌رود، اما یک بیمار نیازمند پیوند می ‌تواند تمام توجه‌ ها را جلب کند.» پرسش دیگر درباره تصور جامعه از درآمد بالای پزشکان بود که این بار امید زمانی پاسخ داد:«درآمد بیشتر پزشکان تفاوتی با سایر افراد جامعه ندارد، ما ١٢٠‌هزار پزشک در کشور داریم که ١٠ تا ١٢‌هزار نفر از آنها طبابت نمی‌ کنند، این طور هم نیست که پزشکان درآمد زیادی دارند، تنها عده‌ای متخصص، درآمدهای آنچنانی دارند، ظاهر این پزشکان باعث شده تا مردم تصور کاذبی نسبت به حرفه پزشکی داشته باشند.» شمسی هم ادامه حرف‌ های زمانی را گرفت و گفت: «مشکل نظام سلامت ما به ‌ویژه در بخش اقتصاد پزشکی، نبود شفافیت کافی است، که باید نسبت به آن توجه شود.» شیرین احمدنیا، مدیر گروه سلامت انجمن جامعه‌ شناسی، به نکته دیگری در این نشست اشاره کرد و آن هم تغییر جایگاه پزشکان از نگاه مردم است: «کاری که باید انجام شود این است که یک تصویر واقعی و عینی از وضع خدمات سلامت ارایه شود و این تصویر کاذب از پزشکان، کنار رود

 

نشست «بازنمایی مشارکت سیاسی- اجتماعی زنان ایرانی در رسانه ملی» روز دوشنبه 25 آبان ماه 1394 توسط حلقه مطالعات مسائل اجتماعی زنان انجمن جامعه‌ شناسی ایران و با همکاری موسسه زن، اندیشه، رسانه و کارگروه مدیریت و مشارکت اجتماعی- سیاسی معاونت امور زنان و خانواده ریاست ‌جمهوری، در محل سالن اجتماعات انجمن جامعه‌ شناسی ایران برگزار شد.

در این جلسه که در آن بخش هایی از سریال تلویزیونی کیمیا که به نقش زنان در حرکت های اجتماعی و سیاسی معاصر پرداخته است، به نمایش گذاشته شد، دکتر عبدالکریم خیامی (دکترای فرهنگ و ارتباطات، مدرس دانشگاه و رییس واحد استان های سیمای رسانه ملی)، دکتر علیرضا حسینی پاکدهی (دکترای علوم ارتباطات و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی)، دکتر سیده زهرا اجاق (دکترای علوم ارتباطات و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی)، مسعود بهبهانی ‌نیا ( فارغ ‌التحصیل رشته جامعه‌ شناسی و فیلمنامه‌ نویس سریال کیمیا ) و همچنین جواد افشار (کارگردان سریال کیمیا ) به عنوان سخنران و مشارکت کننده در بخش پرسش و پاسخ حضور داشتند. namayesh_serial.jpg

عبدالکریم خیامی: واژه «بازنمایی» نیز از تفاوت دو واقعیت آغاز می‌شود؛ واقعیتی که پسا رسانه‌ ای است و اتفاق می ‌افتد و آن بخشی از واقعیت که توسط رسانه ‌ها به نمایش درمی ‌آید

دکتر عبدالکریم خیامی، با بیان این که مشارکت سیاسی و اجتماعی، وجوه بنیادین و همچنین مراحل تاریخی دارد، تاکید کرد: این نوع مشارکت، در اصل به سهیم شدن در قدرت و وجوه نظارتی از سوی مردم تعبیر می‌شود که قرار است طی آن فرصت‌ های پیشرفت یک قشر یا عموم مردم در این زمینه فراهم شود. این مشارکت سطوح مختلفی دارد که از شرکت در انتخابات به صورت عام تا این که افراد به عنوان مثال زنان،‌ به سطوح نخبگان سیاسی راه پیدا کنند را شامل می‌شود که لازم است مراحل خاص خودش را متناسب با جامعه طی کند.

این مدرس دانشگاه همچنین گفت: واژه «بازنمایی» نیز از تفاوت دو واقعیت آغاز می‌شود؛ واقعیتی که پسارسانه‌ ای است و اتفاق می‌افتد و آن بخشی از واقعیت که توسط رسانه‌ ها به نمایش درمی ‌آید. باید دید این دو مساله چه نسبتی با هم دارند. اصولا واقعیتی که رسانه‌ ها آن را نمایش می ‌دهند، همان واقعیتی نیست که در جهان بیرونی رخ داده است بلکه یک واقعیت دستکاری شده است. این دستکاری هم در موارد زیادی از روی ناچاری اتفاق می ‌افتد چرا که از کارگزاران که بگذریم، تکنولوژی هم اجازه نمی ‌دهد که تمام واقعیت منعکس شود بلکه تنها می‌ تواند بخشی از آن را منعکس کند.

دکتر خیامی اشاره کرد: اگر رسانه‌ ای مانند تلویزیون یا رادیو را مد نظر قرار دهیم و بخواهیم ببینیم مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان ایرانی را چطور مورد بازنمایی قرار می‌ دهد، با ماتریسی از تصمیم ‌گیری مواجه می‌شویم که لازم است به فرهنگ نیز در آن توجه کنیم. در این سمت، پیش از بازنمایی، واقعیتی داریم مبنی بر این که اصلا زنان مشارکت سیاسی و اجتماعی می ‌کنند یا خیر، و از سوی دیگر این که رسانه وقتی می‌خواهد این موضوع را منعکس کند، به چه شکلی آن را نشان خواهد داد و در گزینش آنچه می‌خواهد به تصویر بکشد چطور تصمیم ‌گیری می‌کند و درواقع جا دارد بررسی شود که جامعه ایران از سویی و رسانه ملی از سوی دیگر، کدام سطح از مشارکت زنان را طلب کرده و منعکس می ‌کنند.

علیرضا حسینی پاکدهی: آنچه در رسانه ملی می‌بینیم، این است که به جای این که بازتاب و انعکاسی از واقعیت باشد، برساخت‌گرایی است

دکتر علیرضا حسینی پاکدهی نیز با بیان این که در ابتدا لازم است به این موضوع بپردازیم که جایگاه زنان در نظام جمهوری اسلامی ایران چیست و در قانون اساسی و سایر قوانین چه نگاهی به این موضوع شده است، ادامه داد: قانون اساسی به چگونگی جایگاه زنان اشاره کرده و حتی در مقدمه نیز به جایگاه زنان پرداخته است. در قانون اساسی تاکید شده زنان از حالت شی‌ء بودن خارج شوند و همچنین در اصل 21 تاکید شده دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات رعایت کند. بنابراین می‌بینیم که مشارکت زنان مبنای قانونی دارد.

او تاکید کرد: مساله دیگر، اصول سیاست فرهنگی ایران است. در این قوانین، بر اعتلای مقام زن تاکید شده و گفته شده وزارتخانه ‌های فرهنگ، آموزش و پرورش، سازمان صدا و سیما و ... لازم است برای رسیدن به اهداف در نظر گرفته شده تمام امکاناتشان را به کار بگیرند که یکی از این اهداف مشخص شده، مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت است.

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: حالا این سوال مطرح می ‌شود که آیا رسانه ملی توانسته به این وظیفه مهم ودشوار تحقق ببخشد؟ آنچه در رسانه ملی، چه در آگهی‌ ها و چه در سایر برنامه‌ ها، می‌بینیم، این است که به جای این که بازتاب و انعکاسی از واقعیت باشد، برساخت ‌گرایی است. در نگاهی به آگهی‌ها به وضوح این را می‌بینیم که در کنار نام‌ محصولات که خارجی هستند و تاکیدی بر هویت ملی در آنها دیده نمی‌شود،‌ در شیوه تبلیغ آنها نیز همانطور که گافمن اشاره کرده، جنسیت ‌زدگی دیده می ‌شود. این تبلیغات جنسیتی به این شکل است که مناسکی شدن فرمانبری را می‌بینیم به صورتی که زنان در نقش فرمانبر هستند، زنان از لحاظ قد و قامت و همچنین رشد فکری و معنوی، کوتاه تر از مردان نشان داده می‌شوند، در تبلیغات مربوط به آشپزخانه این زنان هستند که در حال کار کردن در این فضا و لمس این اشیا هستند و این موارد را در سایر برنامه ‌های تلویزیونی هم می‌توان مشاهده کرد. او با طرح این پرسش که چرا رسانه ملی این امکان را ندارد که مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان را به طور مساوی با مردان به نمایش بگذارد و چرا به طور کلی، از اهداف و وظایفی که برایش تعیین شده،‌ بازمانده است؟ پاسخ داد: این موضوع، به دلایل درون ‌زا و برون‌ زا مربوط می‌شود. یکی از دلایل درون ‌زا در این زمینه این است که شبکه‌ های تلویزیونی به شکل ناگهانی افزایش پیدا کردند، در پی این افزایش که محاسن زیادی وجود داشته، تبعات زیادی هم مشاهده می ‌شود چرا که نیاز مالی شدید را دامن زده و حالا رسانه ملی تبدیل شده است به یک سازمان رسانه ‌ای - شرکتی که آگهی‌ های بازرگانی را آن هم به بدترین شکل پذیرش می‌ کند و از اهداف خودش در راستای تولید برنامه ‌های مفیدی که برایش تعیین شده، باز مانده است.

سیده‌ زهرا اجاق: الگوهای سنتی زن در سریال کیمیا نیز بازنمایی می‌ شود و برجسته‌ ترین نقشی که کیمیا دارد این است که مردها دوستش دارند

دکتر سیده ‌زهرا اجاق نیز در ادامه این نشست، با اشاره به سریال کیمیا تاکید کرد: سریالی که هر شب 35 دقیقه از وقت مخاطب را می‌گیرد و قرار است در 100 قسمت پخش شود، یعنی حدود 3500 دقیقه از مخاطب زمان می ‌گیرد. بنابراین باید چیزی داشته باشد که به مخاطب ارائه کند. سریال کیمیا ویژگی های منحصر به فردی دارد که برای بیننده جذاب است مثلا این که بازیگرهایی دارد که بیشتر آنها را در سینما دیده ‌ایم.

این دکترای علوم ارتباطات ادامه داد: این سریال از نظر محتوا، تاریخ معاصر ایران را بازنمایی می‌کند و به چند برهه تاریخی می ‌پردازد. عنوان این سریال نیز زنانه است و محور داستان، زنی است که مشارکت سیاسی دارد. یکی از انتقاداتی که می‌ توان به این سریال کرد این است که هجمه ‌ای از رویدادها را می‌بینیم که مقدمه آن نشان داده نمی ‌شود در حالی که این مسائل ناشی از رخدادهای زیادی بوده که پشت سر گذاشته شده است و تنها واکنش به آنها را انتخاب کرده و به تصویر کشیده است. دکتر اجاق در انتقادهایی به شخصیت ‌پردازی در این سریال گفت: اگر بخواهیم از دیدگاه آکادمیک و انتقادی به این سریال نگاه کنیم، می‌بینیم کیمیا دختر معترضی است که قرار است نقش اثرگذاری در خانواده ایفا کند، اما باز هم در اینجا شاهد نظریه فنای نمادین زن هستیم به این صورت که از لحاظ تعداد، مردان غلبه دارند، الگوی والد و کودک در این سریال درباره نقش کیمیا دیده می‌شود، او برای متحول کردن جامعه بلند پروازی دارد اما دائما برای خانواده دردسر درست می‌کند. همانطور که می ‌بینیم الگوهای سنتی زن در این سریال نیز بازنمایی می‌شود و برجسته‌ ترین نقشی که کیمیا دارد این است که مردها دوستش دارند.

جواد افشار: تلاش داشتیم که با شخصیت کیمیا، تاثیرگذاری زنان را بازنمایی و گوشزد کنیم. می‌بینیم که بعد از گذشت سال‌ها هنوز یک وزیر زن نداریم

جواد افشار، کارگردان سریال کیمیا نیز گفت: خوشحالم که این مجال پیش آمد که بعد از سال‌ ها بتوانیم سریالی با محوریت زنی بسازیم که تعیین‌ کننده است نه این که تنها نقش مکمل یا همسر داشته باشد. کیمیا در این سریال، از اطرافش تاثیر می‌گیرد و بر آن تاثیر می‌گذارد. این تلاش را داشتیم که با شخصیت کیمیا، قدرت و تاثیرگذاری زنان و اعتماد به نفس آنها را بازنمایی و گوشزد کنیم. می‌بینیم که بعد از گذشت سال‌ها هنوز یک وزیر زن نداریم و این موضوع، نشان‌ دهنده این است که زنان در عرصه تصمیم‌ گیری و جایگاه‌ های تعیین ‌کننده عقب هستند. ما به سهم خودمان سعی کردیم با این سریال، ارزش و جایگاه زن را به نمایش بگذاریم و امیدواریم این سریال یک نقطه شروع در این زمینه باشد.

او در پاسخ به برخی انتقادها گفت: ممکن است گفته شود کیمیا در این فیلم مشارکت سیاسی ندارد؛ اما بحث سیاست تنها شامل این نمی‌شود که افراد مناصب سیاسی را به دست بگیرند بلکه حتی همان مبارزه، مطالبه و ... هم به معنی مشارکت سیاسی است و این واژه، مفهوم وسیعی دارد.

این کارگردان همچنین تاکید کرد: در سریال کیمیا، خانواده به عنوان نمونه کوچکی از جامعه و کیمیا به عنوان نمونه یک زن ایرانی نشان داده می‌شود. نمی ‌خواستیم او کاملا از اشتباه مبرا باشد و همین موضوع هم باعث باورپذیری شخصیت ‌ها برای مخاطب شده و با این فیلم ارتباط برقرار کرده‌ اند.

افشار با بیان این که در اثر نمایشی وقتی با یک شخصیت مواجه می‌ شویم یعنی می ‌تواند از همه افراد دیگر متمایز باشد، گفت: برخی می ‌گویند مگر این زنان در دوران انقلاب چند درصد بودند؟ در پاسخ باید بگویم مهری، کیمیا و ... نمونه‌ هایی از زن هستند که در این فضا آنها را ترسیم کرده‌ ایم. قرار نیست هر شخصیت، دقیقا عین نمونه‌ هایی باشد که به وفور دیده می‌شوند و درواقع به آنها «تیپ» می‌گوییم. زنان در سریال کیمیا، شخصیت هستند. این شخصیت لایه‌ های رفتاری دارد که در شرایط مختلف، واکنش‌ های مختلفی از خود بروز می ‌دهد. در این سریال تلاش نکردیم به وادی‌ های فمینیستی یا ضد فمینیسیتی وارد شویم بلکه تمام تلاشمان این بود که فراتر از این دسته ‌بندی‌ ها عمل کرده و تعادل را حفظ کنیم.

مسعود بهبهانی ‌نیا: در الگوسازی، گاهی لازم است فرار به جلو کنیم. وقتی کیمیایی را می‌سازیم و ویژگی‌ هایی را به او نسبت می‌دهیم، یعنی می‌ خواهیم چنین الگویی را ترویج دهیم و به زنان، جرات و اعتماد به نفسی که درونشان دارند را گوشزد کنیم

مسعود بهبهانی ‌نیا نیز در این نشست، با اشاره به این که چرا اصلا چنین فیلمنامه‌ ای را نوشته است، گفت: در فیلمنامه ‌هایی که می‌نویسم معمولا تلاش می‌کنم به سوالی پاسخ دهم یا سوالی را در ذهن بیننده ایجاد کنم. مدت‌ها بود این سوال برای من مطرح شده بود که چرا نسل جدید تا این اندازه از ما متفاوت است؟ آنها سوال‌ هایی میپرسند مانند این که اصلا چرا انقلاب شد، دفاع مقدس چیست و ... که لازم است به این سوال‌ ها پاسخ داده شود. در این فیلمنامه می‌خواستم مروری کنم بر وقایع و دلایل آنچه در سال ‌های اخیر در کشورمان اتفاق افتاده است. من در این سریال، ادعای بررسی تاریخی نداشتم. ما یک خانه را مرکز کارمان قرار دادیم و از آن زاویه شروع کردیم به مرور وقایع انقلاب. این کار را هم برای یادآوری به مردم و خصوصا نسل جدید نیاز داشتیم و هم برای مسئولان که به یاد بیاورند خواسته‌ های مردم چه بوده است.

این فیلمنامه‌ نویس که فارغ‌التحصیل رشته جامعه‌ شناسی است، ادامه داد: در سریال کیمیا،‌ دختر پرسشگر خانواده، پدری منضبط و محافظه ‌کار دارد که سمبل قانون ‌گرایی است. در این فیلم،‌ چند قشر زن داریم؛ زنی که قربانی سیاست شده و پسرش سال‌ هاست در زندان است، زنی که برادرش در زندان است، مهتاب که به دلیل وابستگی شوهرش به قدرت، پسرش را از او گرفته ‌اند، معصومه که به خانواده‌های سیاسی کمک می‌کند و مهری که هوش و تاثیر زیادی در داستان دارد و کیمیا که نقش مستقیمی در فعالیت‌های سیاسی دارد.

به گفته بهبهانی ‌نیا، اخیرا آنچه در فیلم ها می‌بینیم این است که زنان یا قربانی هستند یا افسونگر، سست‌عنصر، با بهره هوشی کم، غرولند کنان و ... زنانی نیستند که منشاء خیر و در اطرافشان موثر باشند. این دیدگاه جدید که ایجاد شده و آن را در نگاه‌ های تفکیک جنسیتی و ارشادی و ... می‌بینیم، به معنی این است که زنان همیشه یا در خطر هستند یا قرار است خطرآفرینی کنند بنابراین باید همیشه مراقب زنان باشیم که فتنه و فساد ایجاد نشود. این نگاه تاکنون نتوانسته جامعه را به سمت خیر و صلاح ببرد.

او همچنین با تاکید بر این که در سریال کیمیا، شخصیت اصلی زنی جنگجو است که در عین حال حامی است و رفتاری مادرانه دارد، گفت: مهری بسیار باهوشتر از شوهرش به تصویر کشیده شده است که دسیسه‌ ها را میشناسد. اما ما می‌خواستیم کاراکتری را تصویر کنیم که باهوش و سیاستگذار است. بیننده هم به درایت و هوش مهری صحه می ‌گذارد. ما یک چهره فعال و خطرپذیر از زن در سریال کیمیا ترسیم کردیم که در اتفاقات اطرافش مشارکت می‌کند و حتی وقتی در آشپزخانه است با شوهرش درباره حکومت حرف می‌زند و تحلیل سیاسی دارد.

مسعود بهبهانی ‌نیا در پایان به لزوم الگوسازی برای دختران جوان اشاره کرد و گفت: به ما این انتقاد را وارد می ‌کنند که چرا این زن اینقدر مسلط است؟ معتقدم در الگوسازی، گاهی لازم است فرار به جلو کنیم. وقتی کیمیایی را می ‌سازیم و ویژگی‌ هایی را به او نسبت می‌دهیم، یعنی می‌خواهیم چنین الگویی را ترویج دهیم و به زنان، جرات و اعتماد به نفسی که درونشان دارند را گوشزد کنیم. این سریال بخصوص در دختران دبیرستانی مورد استقبال واقع شده و از کیمیا به عنوان یک فرد اثرگذار و مثبت یاد می‌کنند.

این جلسه با پرسش و پاسخ میان حاضرین خاتمه یافت.

 در نشست روز شنبه 23 آبان ماه سال 1394 «تاملاتی جامعه شناختی پیرامون جامعه‌ اطلاعاتی ایران و جهان» که با همکاری انجمن جامعه ‌شناسی ایران دفتر استان یزد در دانشگاه یزد برگزار شد، دکتر محمد توکل، استاد تمام جامعه ‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران به بحث پیرامون جامعه‌ اطلاعاتی و فواید و مضرات آن پرداخت.  

 

وی گفت: منظور از جامعه‌ اطلاعاتی، جامعه‌ ای است که امور اساسی آن بر محور اطلاعات می‌چرخد و آن جامعه مبتنی بر اطلاعات و ارتباطات است. وی افزود: جامعه‌ اطلاعاتی در هر کشوری در درجه و مرتبه ‌ای خاص از آن قرار دارد، برخی در آغاز راه، برخی در میانه و شماری نیز در حد کمال آن هستند. توکل با اشاره به این نکته که ما اکنون درحال حرکت در مسیر جامعه‌ اطلاعاتی هستیم، اظهار داشت: بهتر است که جوامع به جای مقاومت در برابر جامعه‌ اطلاعاتی، به فکر یافتن راهی برای کنار آمدن با آن و بهره‌ گیری از منابع سرشار آن باشند.

New_Picture.jpg

 

دکتر توکل تشریح کرد: بسیاری از جوامع در هنگام بروز اندیشه‌ های انقلابی مردم، به فکر مقابله با آن می ‌افتند و می‌توانند در بسیاری مواقع موفق ظاهر شوند، ولی مقاومت در برابر انقلاب جامعه‌ اطلاعاتی امکان ‌پذیر نیست و جوامعی که بخواهند با آن مقابله کنند، شکست خواهند خورد. وی سپس به بیان چند مورد از ویژگی‌ های گوناگون جامعه اطلاعاتی از جمله ویژگی اطلاعاتی، اقتصادی و صنعتی، ارتباطی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و علمی پرداخت و توضیحاتی در خصوص آنها ارائه کرد. وی در توضیح ویژگی اطلاعاتی گفت: این ویژگی مربوط به اشکال مختلف اطلاعات مانند نوار ضبط صوت و دیگر انواع مختلف وسایل ثبت و ضبط اطلاعات است و اشکال امروزی آن بسیار پیشرفته‌ تر شده و حجم ذخیره ‌سازی اطلاعات و سرعت مبادله‌ آن نیز به شدت افزایش یافته است. به گفته وی ویژگی اقتصادی و صنعتی جامعه اطلاعاتی بیانگر این واقعیت است که محوریت جوامع به سوی صنایع اطلاعاتی است، یعنی برای نمونه در کشورهایی که به سوی تبدیل‌ شدن به جامعه اطلاعاتی کامل پیش می ‌روند حتی خدمات اجتماعی نیز به خدمات اطلاعاتی تبدیل می‌شوند، خدماتی از قبیل بانکداری الکترونیک، تجارت الکترونیک، خرید الکترونیک، پول الکترونیک و... . البته این ویژگی می‌تواند جنبه‌ های منفی نیز در پی داشته باشد، مانند هکرهای مالی، تقلب مالی و... .

 

دکتر توکل در خصوص ویژگی ارتباطی جامعه اطلاعاتی گفت: ارتباطات امروزی مانند چت که تا چند سال گذشته کسی از آن چیزی نمی ‌دانست، بخش مهمی از وقت لایه ‌های مختلف سنی را گرفته و باعث شده که افراد جامعه، ارتباطات دیگر مانند ملاقات‌ ها و تماس‌ های تلفنی را نادیده بگیرند و حتی کار به جایی رسیده که فرد برای انجام کارهای دیگر خود به مشکل برمی‌خورد و دچار کمبود وقت می‌ شود.

 

وی با اشاره به ویژگی اجتماعی جامعه اطلاعاتی گفت: برای فهم بهتر این ویژگی می‌ توان نقش روستاییان را یادآور شد که به دلیل دوری از شهر، از بسیاری پیشرفت‌ ها و رخدادهای اجتماعی عقب می ‌افتند، ولی جامعه اطلاعاتی می ‌تواند با افزایش امکانات روستاییان و اطلاع‌ رسانی به آنان، این فاصله ارتباطی را از بین ببرد. جنبه‌ منفی این ویژگی می ‌تواند برای مثال عضوگیری گروه داعش باشد که از طریق جامعه اطلاعاتی به تبلیغ و معرفی خود می ‌پردازد و از سراسر جهان به آسانی عضوگیری می کند. وی ویژگی سیاسی را اینگونه توضیح داد: نظریه دولت الکترونیک و استفاده از مزایای آن می ‌تواند به جلوگیری از اتلاف وقت و هزینه و آلودگی هوا منجر شود و با تشکیل بانک‌ های اطلاعاتی جامع، به بهبود عملکرد این فرآیند و کاهش رفت و آمدهای بی ‌مورد نیز کمک کند. همچنین می‌توان به انتخابات الکترونیک اشاره کرد که از مشکلاتی نظیر تقلب و زمان ‌بر بودن می‌ کاهد اما نمی ‌توان با قاطعیت وقوع آن را رد کرد ولی با طراحی درست و نظارت دقیق می ‌توان مسایلی از قبیل تقلب را نیز کنترل کرد.

 

دکتر توکل در خصوص ویژگی فرهنگی جامعه اطلاعاتی اظهار کرد: جامعه اطلاعاتی مرزهای هویتی میان جوامع مانند هویت ملی، دینی، شهری، روستایی، زبانی و... را درهم ریخته و الگوی واحدی را ارایه می ‌دهد که باعث از میان رفتن بسیاری فاکتورهای سنتی جوامع می‌ شود، ولی از طرفی به دلیل پیوند دادن هویت‌ ها و اینکه همه می ‌توانند منظور خود را به یکدیگر برسانند امری مثبت هم می‌ تواند تلقی شود. وی درباره ویژگی علمی جامعه اطلاعاتی گفت: جامعه اطلاعاتی در این مورد مزایایی مانند آموزش مجازی را ارائه می‌ کند که فرد به جای رفتن به مکان آموزشی با استفاده از کلاس ‌های مجازی، امتحان مجازی و مدرک مجازی مهارت ‌اندوزی می ‌کند. انتشار ژورنال‌ های الکترونیک و انجام پژوهش‌ های الکترونیک همزمان در چند نقطه از جهان و انجام تله‌ کنفرانس از دیگر نمونه‌ های ویژگی علمی جامعه اطلاعاتی است.

 

وی خاطرنشان کرد: بشر همه این کارها را در جهت رفع دو محدودیت زمان و مکان انجام داد که انسان را براستی محدود کرده‌ اند. توکل ادامه داد: باید تا جایی که امکان دارد به سمت جامعه اطلاعاتی پیش رفت و از مزایای آن بهره ‌مند شد و نباید به دلیل وجود برخی حرکات نامناسب و سواستفاده ‌ها و زیان ‌ها از آن چشم پوشید زیرا با درنظرگرفتن این دیدگاه بدین نتیجه می‌رسیم که تنفس و زندگی نیز برای ما مشکلات و دشواری‌ هایی را پدید می‌ آورند ولی ما نباید نقش فوق‌ العاده آن‌ها را به دلیل وجود برخی مسایل منفی نادیده بگیریم. در پایان جلسه پرسش و پاسخ در ارتباط با موضوع بحث برگزار شد.

 

 

منبع گزارش: https://www.yazd.ac.ir/schools/social/news/i/10614

  • مکان: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

photo 2017 06 23 04 01 11نشست با خوشامدگویی دکتر سید حسین سراج زاده (رئیس انجمن جامعه شناسی ایران)، به مدیران گروه‌ها و تشکر از دکتر حسین میرزایی (رئیس پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی) جهت حمایت از برگزاری این برنامه آغاز شد. دکتر سراج زاده ضمن اشاره به ضرورت برگزاری چنین نشست‌هایی یادآور شد که یکی از ارکان مهم انجمن جامعه شناسی ایران گروه های علمی- تخصصی وکارگروه‌های مرتبط با آنها هستند و کميته هایی مانند روابط بين الملل،کمیته انتشارات ،کمیته گروه های علمی و ... هم برای ساماندهی و برنامه‌ریزی بهتر برای افزایش فعالیت های علمی انجمن ایجاد شده اند. در واقع بیش‌ترین فعالیت‌های انجمن توسط گروه‌های تخصصی و دفاتر دانشگاهی انجمن انجام می‌گیرد. بر این اساس لازم است هیات مدیره با گروه‌ها در تعامل و ارتباط مداوم و سازنده و هم افزا باشد. این جلسه نیز با همین رویکرد با همت و تلاش کمیته گروه های علمی- تخصصی تشکیل شده است.

دکتر سراج زاده با اشاره به فعالیت‌های گروه‌ها در سال 95 افزود: در حال حاضر 33 گروه تخصصى در انجمن جامعه شناسی ایران وجود دارند که به طور مستمر و مداوم علمی در جهت چاپ کتاب، مقاله، نقد فيلم و نقد کتاب، برگزاری همایش‌ها و جشنواره‌ها و نشست‌های علمی فعالیت می کنند. این درحالی است که 19 گروه علمی- تخصصى انجمن جامعه شناسی به حالت تعلیق درآمده و غیر فعال هستند. این گروه‌ها در گذشته فعالیت داشتند و اکنون نیز به صورت بالقوه ظرفیت‌هایی برای فعالیت دارند.

وی گفت: ميزان فعاليت هاى گروه‌های انجمن در سال گذشته متفاوت بوده است. برخی گروه ها دامنه فعالیت‌شان از 15 برنامه فراتر رفته است و بعضی نیز فقط یک برنامه داشته‌اند. دکتر سراج زاده از حضار برای شرکت در این جلسه تشکر و قدردانی کرد و افزود: با توجه به اهمیت پیشنهادها و دغدغه های مدیران محترم گروهها، ادامه نشست به طرح مباحث این عزیزان اختصاص خواهد یافت. سپس مدیران گروهها به طرح دیدگاه‌های خود به شرح زیر پرداختند:

دکتر توکلی، مدیر گروه هنر با توجه به مسائل گروه مربوطه مواردی را مطرح و دغدغه خود را به شکل طرح سوال بیان کرد و یادآور شد که در بخش آموزش انجمن و دوره هایی که در دفتر آموزش‌های جامعه محور انجمن جامعه شناسی شکل می گیرد گروه‌شان فعالیت دارد اما این فعالیت‌ها به عنوان فعالیت گروه ثبت نمی شود. بنابراین لازم است در زمینه ثبت فعالیت های علمی این مرکز بازنگری صورت گیرد.

اسماعیل خلیلی ( مدیرگروه جامعه شناسی معرفت) با اشاره به روند تشکیل انجمن جامعه شناسی از ابتدا تاکنون، گفت: همزمان با برگزاری اولين کنفرانس توسعه کار، انجمن جامعه شناسى با همت دکتر غلامعباس توسلی و ریاست ایشان پایه گذاری شد. درکنفرانس بابلسر چرخشی در عملکرد انجمن اتفاق افتاد و پس از آن نقش هيت مديره در پیشبرد اهداف انجمن با تشکیل دفاتر استانی و استقرار در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران اهمیت بیش‌تری پیدا کرد. این تلاش ها در دوره‌ای که تعامل با وزارت علوم بیش‌تر شد به میزان خيلى زیادی کمک کرد تا پيوندی بين دولت و انجمن جامعه شناسی شکل گیرد که به نفع هر دو است. اکنون انجمن جامعه شناسی يکى از کارهای خوبى که می تواند انجام دهد برنامه ریزی برای آینده است، ترسيم افق صورت گیرد و برنامه‌ا ی جامع و هدفمند تهیه شود تا توانايى‌ها و ايده‌هاى فردى در جهت رشد نهادمندى مفید واقع شود.

نکته بعدی که او اشاره کرد نوشتن تجارب حرفه ای توسط مدیران گروه ها بود. وی افزود: تاريخ اجتماعات علمى خيلى مهم‌تر از تاریخ صرف مدیریت ها است. در دهه سوم فعالیت انجمن جامعه شناسى ويترين بيرونى که از انجمن‌ها وجود دارد، خيلى با اهميت تر از محتوایی است که درباره آن بحث می شود. ایشان پیشنهاد کرد در کنار اين انجمن علمی يک انجمن صنفى شکل بگیرد که به دفاع از حقوق صنفی جامعه شناسان بپردازد. او به جای خالی باشگاه جامعه شناسان اشاره کرد و گفت: اعضا به چنین مرکزی براى دورهمی و گپ و گفت و تعامل نياز دارند .

سپس دکتر احمد بخارایی (مدیر گروه مسائل و آسیب های اجتماعی)با اشاره به دغدغه های گروه مربوطه، مواردی نظیر:کمبود سالن مناسب و کيفيت سالن انجمن، مشکلات ضبط صدا و تصوير و امکانات جانبی برای محل برگزاری نشست‌ها را مطرح کرد و افزود: باید در مورد آن‌ها چاره‌ای اندیشید. او در بخش دیگری از سخنان خود گفت: انجمن نمى تواند از امکانات دانشکده استفاده کند.تبليغات گسترده و اطلاع رسانى برای نشست ها انجام می‌شود اما با اين حال تعداد حضار خیلی کم است که باید آسیب شناسی صورت گیرد. در عین حال از رسانه های جدید استفاده مناسبی صورت نمی گیرد. پخش مستقیم صوتى و تصويرى باید در انجمن مورد توجه قرارگیرد و صداى انجمن باید پژواک داشته باشد .

ایشان با انتقاد از مختصر بودن گزارش های گروهها درباره نشست هایی که برگزار می کنند گفت: گزارش‌ها باید مبسوط و دربرگیرنده همه نکات باشد و دلیل این امر را فقر نيروی انسانی دانست که گروه های علمی- تخصصی با آن مواجهند. دکتر بخارایی با آسیب شناسی گروهها گفت: ما با چند دسته گروه مواجه ایم:دبير و مدير فعال، دبير فعال، مديرگروه فعال.بنابراین برخی از گروه ها که فعالیت خیلی کمی دارند باید بایکدیگر ادغام شوند.نکته  دیگری که ایشان اشاره کرد حضور فعالانه و اعلام نظر صریح انجمن جامعه شناسی در ارائه گزارش ها و دستور العمل ها و در رابطه با مسایل اجتماعی بود.دکتر شروین وکیلی (مدیر گروه جامعه شناسی تاریخی) با اشاره به خوشنام بودن و سنت های خوبی که در انجمن وجود دارد گفت به نظر می رسد انجمن جامعه شناسی ایران خيلى خوشخيم و افرادی که در آن فعالیت می کنند دور از فساد هستند با این حال لازم است پروتکل های این سازمان به روشنی تدوین شود.ایشان افزود: باید درباره شيوه ارتباط انجمن با بیرون از فضای خود برنامه ریزی شود.بايد درباره شيوه تعامل انجمن با نهادهای دیگر چاره اندیشی شود. مثلا به نویسندگان حوزه جامعه شناسی جايزه کتاب سال اهدا شود.

دکتر غلامرضا مقدم (مدیر گروه جامعه شناسی اخلاق) فراوانى و تکرارى بودن برخی از مباحث را عاملی دانست که سبب می‌شود در اولويت‌بندی کارها تامل بیش‌تری صورت گیرد. در این راستااهميت قايل شدن به فضا و مکان قابل قبول برای برگزاری کنفرانس ها و نشست ها موضوعی حیاتی و انکار ناپذیر است.نکته بعدى اينکه جامعه شناسی به دلیل این که هویت مستقل ندارد آسیب پذیر است. هويتی که نظام روان شناسى و مهندسى دارد چرا نظام اجتماعى از آن بهره مند نیست. چرا نباید نظام اجتماعی داشته باشیم مانند نظام روان شناسی و برای واگذاری طرح ها با کد آن به افراد متخصص جامعه شناس ارجاع داده شود.

وی گفت: فعالیت انجمن مثال بارز «خود گویی و خود خندی،عجب مرد هنرمندی!» شده است. کسانی که برایشان جلسه برگزار می شود اطلاعاتشان در آن زمینه چقدر است؟! باید جلسات در دانشکده های علوم پايه و فنى مهندسى برگزار شود،      سخنرانی جامعه شناسان برای آنها از جذابيت بالاتری برخوردار است زیرا آنها اطلاعات محدودی در این زمینه ها دارند. حتی بعضى از مسئولان رده بالای حکومتی (مانند برخی از نمایندگان مجلس) نیز خالى از نگرش جامعه شناسى هستند که باید در این زمینه برای آنها جلسات مشورتی گذاشته شود. او افزود: برنامه 3 ساله‌ای که گروه ها ارائه می دهند باید موضوع محور باشد نه برنامه محور، مثلا هر گروهی موضوعات کليدى و مشخص را در بازه‌ زمانی مشخص به سرانجام برساند و نتیجه علمی قابل قبول و منسجم در راستای اهداف انجمن حاصل شود.

دکتر سمیه توحیدلو (مدیرگروه جامعه شناسی اقتصادی) اشاره به مشکلی که جامعه شناسان و انجمن جامعه شناسی با آن مواجه‌اند افزود: تقليل‌گرایی و برگزاری يک سرى جلسات که مشکلی از جامعه رفع نمی کند و نداشتن چشم‌انداز را از جمله این مسائل است. ایشان در بخش دیگری از سخنان خود گفت: باید به جمع جامعه شناسان در جلسات مختلف توجه داشت، شاید به سختى بتوان همه را در یک محیط جمع کرد ولی این نشست ها از طريق انجمن جامعه شناسى باعث خواهد شد، نهاد علم و مجموعه جامعه شناسی و حوزه هاى وابسته آن درگير مشکلات بروکراتیک دانشگاهى نشود.

دکتر توحیدلو نکته‌ بعدى و مهم را استفاده از رسانه های ارتباطی جدید دانست و یادآوری کرد انجمن‌های جامعه شناسی دردنیا حضور آنلاین در پاره ای از مسائل و موضوعات دارند و بلافاصله جهت گیری های متعددی در این زمینه ها دارند. سایت انجمن و کانال تلگرامی که انجمن جامعه شناسی دارد محل توليد خبر نيست. وی افزود: باید با اشخاص حقیقی و حقوقى و نهاد هاى مربوط به جامعه شناسی ارتباط برقرار شود و لازم است با دنيا ارتباط نهادى برقرار کرد.

دکتر عالیه شکربیگی (مدیر گروه خانواده)با اشاره به فضای کنونی جامعه گفت: همکاران نباید از فضای سياسى که در آن قرار داریم چشم پوشی کنند. در دوره ای حتی دعوت از مهمان خارجی برای جلسات کار مشکلی بود، بايد دید فضا و ميدان چگونه اجازه خواهند داد و برنامه ریزی ها دقیق و متناسب باشد.ایشان با اشاره به پذیرش مسوليت کمیته همایش های انجمن، بر مطلوب بودن و کیفی بودن این همایش ها تاکید کرد و از گروهها درخواست نمود در جهت برگزاری مطلوب تر همایش‌ها همکاری کنند.

دکتر جبار رحمانی (مدیر گروه فرهنگ و جامعه) گفت: بیشتر جلسات باید بيرون از دانشگاه تهران بايد برگزارشود بدین ترتیب از محدودیت های مکانی و کیفیت مکان می‌توان رهایی یافت. از طرف دیگر انجمن باید با توجه به رسالت خود در حوزه نشر کتاب جامعه شناسی فعالیت کند. وی افزود: امروزه که همه ساختار‌ها به گونه‌ا ی درگیر جامعه شناسی هستند باید از این فرصت استفاده کرد. ایشان در پایان با حاکمیت منطق پولی در فعالیت های انجمن مخالفت کرد.

دکتر حسین میرزایی (رئيس پژوهشکده مطالعات اجتماعی و فرهنگی) وزارت علوم گفت: شیوه سنتی که برای برگزاری جلسات وجود دارد دارای برد جهانی است، و این جلسات را باید جدی گرفت، انجمن جامعه شناسی از غنای فرهنگی و مدیریتی با سابقه‌ طولانی برخوردار است. با توجه به وضعیت علوم انسانی در کشور وضعیت انجمن جامعه شناسی وضعیت مطلوبی است. ارتباط با دستگاه‌های اجرایی کشور ضروری است، دوستانی که در بیرون از دولت کار می‌کنند مانند دوستانی که در درون سیستم فعالیت می‌کنند، محترم هستند واین دوگانه نباید به نفع همدیگر ذبح شوند.

دکتر مهدی مطهرنیا (مدیر گروه آینده پژوهی اجتماعی) نیز بر آسیب شناسی وضع موجود تاکیدکرد و گفت: شفافیت بحث‌ها برای شناخت جامعه لازم است. باید چشم انداز مشخص شود، چاپ کتاب‌های اساتید می تواند ازفعالیت های انجمن جامعه شناسی باشد. ایشان همگرایی و هم اندیشی را لازمه پیشرفت انجمن و حل مسایل جامعه عنوان کرد.

دکتر علی شفیعی (مدیر گروه پزشکی و سلامت)با اشاره به عدم استقبال جوانان از انجمن گفت: نباید نخبه گرایانه اندیشید، انجمن جذابیت و جایگاه گذشته را برای جوانان ندارد. انجمن می تواند براى جوانان و دانشجویان تایید اعتبار کند و در دوره‌های بین‌المللی آنها را معرفی کند و به طور خاص کسانی که علاقه مند به جامعه شناسی هستند باید جذب و عضو شوند. ایشان در بخش دیگری از بیانات خود عنوان کرد: مطالعات و پیوست های اجتماعی که در سازمان‌های مختلف انجام می شود باید استاندارد و طبق مولفه‌های علمی باشد. ملاحظات جامعه شناختی رعایت شود و ارتباط دوسویه با دیگر نهادها وجود داشته باشد.

دکتر خلیل میرزایی (مدیر گروه جامعه شناسی صلح) اظهار داشت: انجمن باید بتواند به افراد وابسته به خود سود برساند. این هدف با همکاری سازمان ها و معرفی اعضا هیئت علمی و اعضا پژوهشگران برآورده می‌شود. ایشان عقیده داشت باید انجمن در این زمینه ها تفاهم نامه‌هایی را امضا کند و از این طریق طرح‌های پژوهشی و کارگاه ها در سطح ملی و بین المللی شناسایی شود و از قابلیت هایی که افراد مختلف در انجمن دارند استفاده مفیدی صورت گیرد.

دکتر کرم حبیب پور(مدیر گروه ارزیابی تاثیر اجتماعی) با اشاره به این‌که ارتباط جامعه شناسی با جامعه ضعیف است، گفت نهاد جامعه‌شناسی درگیر مسائل سیاسی است. بهانه سیاست و قدرت مانع کنشگری اجتماعی شده است. وی پیشنهاد کرد یک نظام پایش در انجمن شکل گیرد و عملکرد گروهها ارزیابی شود و در صورت نیاز گروهها ادغام شوند و گروههای فعال و دارای برنامه حفظ شوند. او افزود: باید در سه مورد انگاره جامعه‌شناسی، سازمان یافتگی انجمن و شیوه ارتباط انجمن با سایر نهادها ساماندهی صورت گیرد.                                                       

در پایان دکتر شیرین احمدنیا عضو هیات مدیره و مدیر کمیته گروه‌های تخصصی انجمن، با تشکر از حضور همه مدیران محترم تاکید کرد که انجمن یک تشکل علمی داوطلبانه است و میزان توفیق آن به اهتمام و میزان زمانی که اعضا صرف فعالیت در انجمن می‌کنند، بستگی دارد. در واقع همه اعضا در قبال انجمن مسئولیت دارند. گروه‌های علمی می‌توانند در راستای موضوع تخصصی خود با نهادهای مختلف ارتباط برقرار کنند، پروژه تعریف کنند و امکانات جذب کنند. وی همچنین به عنوان دبیر علمی چهارمین همایش پژوهش‌های فرهنگی اجتماعی که در آذرماه سال 96 برگزار می‌شود، از مدیران گروهها خواست که برای برگزاری نشست‌های تخصصی در این همایش برنامه‌ریزی کنند.

فهرست افراد حاضر در نشست :

• دکتر سید حسین سراج زاده (رئیس انجمن)

• دکتر شیرین احمدنیا (عضو هیات مدیره انجمن)

• دکتر پرویز اجلالی (عضو هیات مدیره انجمن)

• دکتر سیامک زند رضوی (عضو هیات مدیره انجمن)

• دکتر فرهنگ ارشاد (سردبیر مجله جامعه شناسی)

• آقای پیام روشنفکر (عضو هیات مدیره انجمن)

• دکتر احمد بخارایی (مدیر گروه مسائل و آسیب های اجتماعی)

• دکتر نیره توکلی (مدیر گروه جامعه شناسی هنر)

• دکتر سمیه توحیدلو (مدیر گروه جامعه شناسی اقتصادی)

• آقای اسماعیل خلیلی (گروه جامعه شناسی معرفت)

• دکتر کرم حبیب پور(مدیر گروه ارزیابی تاثیر اجتماعی)

• دکتر جبار رحمانی (مدیر گروه فرهنگ و جامعه)

• دکتر محمد جواد زاهدی مازندراني (مدیر گروه جامعه شناسی توسعه و دگرگونی های اجتماعی)

• دکتر عالیه شکربیگی (مدیر گروه خانواده)

• دکتر علی شفیعی (مدیر گروه پزشکی و سلامت)

• دکتر خلیل میرزایی (مدیر گروه جامعه شناسی صلح)

• دکترغلامرضا مقدم (مدیر گروه جامعه شناسی اخلاق)

• دکتر مهدی مطهرنیا (مدیر گروه آینده پژوهی اجتماعی)

• دکتر حسین میرزایی (رئيس پژوهشکده مطالعات اجتماعی و فرهنگی)

• دکتر سید حسین نبوی (مدیر گروه جامعه شناسی کشورهای اسلامی)

• دکتر سید محمود نجاتی حسینی (مدیر گروه جامعه شناسی دین)

• دکتر شروین وکیلی (مدیر گروه جامعه شناسی تاریخی)

• دکتر علی نوری (دبیر کمیته گروه‌های علمی- تخصصی)

• ژیلا آور (کارشناس و مسئول دبیرخانه انجمن)

• اعظم فلاح (مدیر داخلی مجلات انجمن)

• فاطمه مقدم (مسئول وب سایت انجمن)

• میلاد پوررجبی (کارشناس کمیته گروه‌های علمی- تخصصی)

 


اخبار مرتبط:

 

صفحه1 از184

زیر مجموعه ها